ايشان نمىشود ، و بر وفق اميال آنان جريان پيدا نمىكند ، بلكه بر آنان و بر ايادى ايشان مىتازد ، و همه را نابود مىسازد ، و به صورت ريشه هاى پوسيدهء درخت خرما در مىآورد . و در اين هنگام بلا همگان را فرا مىگيرد ، و تر و خشك با هم مىسوزد ، و تباهى آنان و هر چه دارند فرا مىرسد ، و تباهى ديگران نيز به سبب ايشان . و اين نتيجه اى است از خروج اجتماع از مسير عامّ عالم ، به همان گونه كه اگر سيّاره اى از مدار خود خارج شود گرفتار سقوط خواهد شد . و اجتماع هنگامى با نشاط و زنده و در راه پيشرفت و تقدّم است كه بر مدار صحيح خود گردش كند ؛ و چون از آن منحرف شود ، در معرض زوال قرار مىگيرد و مواهب آن فانى مىشود ، چنان كه در قرآن كريم آمده است : * ( . . . وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ، ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ ، ) * « 1 » اگر ( از فرمان خدا ) روى بگردانيد ، قوم ديگرى را به جاى شما خواهد آورد ، كه آنان همچون شما نباشند ، » . و معنى « همچون شما نباشند » اين است كه آنان عدل را بر پا مىدارند و - بر خلاف شما كه ستم پراكنى مىكرديد و بخل مىورزيديد - شالوده هاى عدالت اجتماعى را استوار مىسازند .
پس بنا بر اين مبناى قرآنى ، واجب است كه آزاديهاى اقتصادى محدود شود ، تا اموال به تصرّف مشتى از مردم در نيايد ، بلكه به دست همهء مردم برسد و دست به دست بگردد ، و اجتماع بدين وسيله به حدّ تعادل و قسط برسد ، و از اين راه سامانيابى آن تضمين شود ، و بيم از - ميان رفتن و جانشينى براى آن پيدا شدن از ميان برخيزد .
و از جمله چيزهايى كه اين سخنان را تأكيد مىكند ، اين است كه مال طبيعتى اجتماعى و غير فردى دارد ، چنان كه امام باقر « ع » مىفرمايد : « هي ( الدّنانير و الدّراهم ) خواتيم الله في أرضه ، جعلها الله مصحّة لخلقه ، و بها تستقيم شؤونهم و مطالبهم « 2 » اين درهم و دينار ، مهرها و سكَّه هاى خداست در زمين ، خداوند آنها را وسيلهء سامانيابى زندگى خلق ( و گذران امور مردم ) قرار داده است ، با اين سكَّه هاست كه كار مردمان رو به راه مىشود و نيازهاى آنان بر آورده مىگردد » . پس انحصارطلبى
هامش
« 1 » « سورهء محمّد « ص » » ( 47 ) : 38 .
« 2 » « امالى » شيخ طوسى 2 / 133 .