تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
برپادارندگان قسط و عدل . « 1 » و اين اصل تكوينى عام - به شكلى خاص و جدّى - بر ضرورت ايجاد توازن و تعادل در زندگى اجتماعى و رعايت آن همچون اصلى واجب تأكيد مىكند . و اين امرى است كه انجام دادن آن جز با برقرارى توازن مالى و تعادل معيشتى در ميان مردم ميسّر نخواهد شد ، زيرا با اين اصل است كه بقاى اجتماع - به صورتى شايسته و بدور از بيداد و تجاوز و پوچى و فروپاشى - تضمين مىشود ، به همان گونه كه نبودن عدل اقتصادى ، به ناكامى و محروميّت و فقر و بيچارگى اكثريّت مردم مىانجامد . و اين خود از مهمترين عوامل تباهى مادّى و معنوى مردم است ، چه عدم تعادل معيشتى و فقدان عدل اقتصادى ، به معنى فقدان « قسط » در جامعه و بلكه از آشكارترين مصداقهاى آن است . و هنگامى كه قسط از ميان برود ، چگونه مردم مىتوانند به اجراى قسط برخيزند و در سايهء عدالت زندگى كنند ؟ و هنگامى كه مردمان در سايهء عدالت زندگى نكردند ، چگونه آرزوهاى پيامبران و هدفهاى رسالتى ايشان تحقّق پيدا كند ؟ و هنگامى كه آرزوها و هدفهاى پيامبران از كار رسالت تحقّق پيدا نكرد ، چگونه دين خدا مىتواند زنده بماند و احكام و شرايع آن اجرا شود ؟ و هنگامى كه دين خدا زنده نباشد و در زندگى به آن عمل نشود ، چگونه اجتماع مىتواند در مسير حركت تكاملى الهى قرار گيرد ، و از ميزانى ( و سنّتهايى الهى ) كه با افراشته شدن آسمان و برپايى هستى و تداوم زندگى مقرون است دور نشود ؟ و از اينجا معناى عنوان اين بحث ( تباهى اجتماع به دست انحصارطلبان ) آشكار مىشود ؛ آرى ، انحصار طلبان كسانيّند كه اهداف عدالتخواهانه را پايمال مىكنند و راه توازن و همسانى را مىبندند ، و قوانين جارى در هستى و زندگى - از جمله هستى و زندگى اجتماع - را زير پا مىگذارند ، و مردمان را گرفتار مصيبتهاى نابسامانى و تباهى مىسازند ؛ براى چه ؟ براى آنكه قوانين عامّ جهانى تسليم هواهاى نفسانى
هامش
« 1 » در بارهء اين موضوع كه در اينجا مطرح گشت ، بحثى مفصّل ، در فصل 46 ، از باب 12 ، « نگاهى به سراسر فصل » ( جلد ششم ) آمده است ، ژرف در آن بنگريد .