تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تعادل است . و از اينجاست كه هر چه در عالم هست شود ، داراى طبيعتى متعادل و چارچوبى موزون است ، به گونه اى كه اگر اين توازن مختل شود ، آن چيز در اصل و خواص و آثار و نمودهايش مختل خواهد شد . پس جهان - با همهء موجودات عظيم و آفاق گسترده و حقايق فراوان آن - موجودى متوازن است كه ، به فرمودهء قرآن كريم ، بدون اين توازن قوامى ندارد : * ( « وَالسَّماءَ رَفَعَها وَوَضَعَ الْمِيزانَ ، ) * « 1 » آسمان را برافراشت و ميزان را بر پا داشت ، » ، كه در اين آيه ، افراشتن آسمان و برپاداشتن ميزان ، دو امر برابر با يك ديگر معرّفى شده است . و اين ميزانى كه خدا آن را با افراشتن آسمان و آفرينش جهانها همراه قرار داده است ، چيزى جز ميزان عدالت ، و قانون توازن ، و قرار دادن هر چيز در جاى خود ، با اندازه اى شايسته و ضرورى براى زندگى و بقا و استوارى آن چيز نيست . و اين كيفيّت حكمت آميز ، اساس تقديرهاى بزرگ آفرينش است كه از بزرگترين كهكشانها تا كوچكترين ذرّات در همه جارى است . امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « العدل أساس به قوام العالم « 2 » عدل شالوده اى است كه قوام و استوارى جهان به آن است » . و اين ميزان عادل حاكم بر جهان كبير - بر حسب موازين تكوينى - بر عالم صغير نيز حاكم است ، يعنى انسان و اجتماعات انسانى . و بدين گونه است كه دو عالم با يك ديگر در هم مىتنند ، و در مسيرها و هدفهاى كمالى با يك ديگر هماهنگ مىشوند . بنا بر اين ، چون آدمى رعايت ميزان ( توازن ) و عمل كردن به آن را ترك كند و به چيزى ديگر توسّل جويد ، از كاروان بزرگ هستى جدا مىماند ، و در گذرگاه تكاملى خود ، به كليّت بزرگ و تكامل پذير جهانى نمىرسد . اين را نيز بيفزاييد كه انسان با بيرون رفتن از اين ميزان - كه بر وجود او به صورت تكوينى حاكم است - به تباهى خود كمك مىكند ، چه خروج جزء از روند آنچه فرمانرواى بر كلّ است ، باعث تباهى جزء است . بنا بر اين ، عدل كه قانون عظيم حاكم بر همهء هستى است ، بايد بر
هامش
« 1 » « سورهء رحمان ( الرّحمن ) » ( 55 ) : 7 . « 2 » « بحار » 78 / 83 ، از كتاب « مطالب السّؤول » .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 176 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام