مهربان بودن به يك ديگر ، در حكم تن واحدند ، كه تا عضوى از آن به درد آيد ، عضوهاى ديگر ، با بيدار ماندن و گرفتار تب شدن با آن همنوايى مىكنند » . اين تصوير نيز بر امورى تأكيد مىكند كه آشكارا قضاياى مالى را نيز شامل مىشود . بنا بر اين جامعه اى مىتواند ادّعاى اسلامى بودن و محمّدى شدن كند كه تفاوت مردم با يك ديگر در آن ، از لحاظ معيشت ، تفاوت چندانى نباشد ، « 1 » و در آن عضوهاى فراوانى با درد فقر و بدبختى دست به گريبان نباشند . . .
4 - تباهى اجتماع به دست انحصار طلبان
: انحصارطلبى و هواداريهاى اقتصادى و مالى از مهمترين عوامل پديد آمدن اختلاف معيشتى و تعدّى اقتصادى است . و پيداست كه نتيجهء اين كيفيّت نادرست در زندگى هر اجتماع ، چيزى جز فساد افراد و سقوط جامعه و تباه گشتن سامان زندگيها نخواهد بود . و اين حقيقتى آشكار است ، مگر اينكه عواملى سبب گمراهى فهم تودهء مردم شود . . .
و چون عنوان اين قسمت « تباهى اجتماع به دست انحصار طلبان » است ( و اين تعبير و مضمون از حديث گرفته شده و احاديث آن نقل شده است ) ، چنان دوست داريم كه توضيحى در بارهء معنى « تباهى » بدهيم . تباهى نسبت به انسان ، باطل شدن هستى واقعى و هويّت اصلى و از بين رفتن مواهب و استعدادهاى او است . و « تباهى اجتماع » ، باطل شدن موجوديّت مستقل و شناخته شده و قوام قطعى و فعّال آن است .
هنگامى كه فرد يا اجتماع از مسير سنّتهاى تكوينى تكاملى و قوانين بر حقّ تشريعى منحرف شود ، در پرتگاههاى پستى و سقوط قرار مىگيرد ، چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » فرموده است : « من لم ينجه الحقّ أهلكه الباطل « 2 » آن كس كه حق او را نجات ندهد ، باطل او را
هامش
« 1 » و فراموش مكنيد سخن پيامبر اكرم « ص » را : « ما آمن بي من بات شبعان و جاره طاوي . ما آمن بي من بات كاسيا و جاره عاري هر كس شب سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد به من ايمان نياورده است . هر كس شب را با پوشش ( لباس و وسائل خواب ) به سر آورد و همسايه اش بىپوشش ( لباس و وسائل خواب ) باشد ، به من ايمان ندارد » - ( « مستدرك الوسائل » 2 / 80 ) .
« 2 » « غرر الحكم » / 273 .