تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
رفتارى ) مردم خواهد بود ، زيرا كه مال - چنان كه اشاره اى گذشت - براى كالبد اجتماع مانند خون است در تن آدمى . چون خون در بدن آدمى جريان سالم و متعادل و موزون داشته باشد ، سبب دوام زندگى و استمرار عمر و حفظ نشاط خواهد بود ، ولى چون گردش خون عليل شود و از حدّ اعتدال و توازن تجاوز كند ، و در عضوى پيش از اندازهء لازم جمع شود ، و به عضوى به اندازهء لازم نرسد ، مايهء تباهى جسد و سپس مرگ خواهد شد . مال نيز چنين است : اگر چنان در مجموعهء كالبد اجتماع گردش داشته باشد كه به هر يك از اعضاى اين كالبد به اندازهء نياز آن برسد ، و همهء اندامها و ياخته هاى اجتماع از آن بهره مند شوند ، سبب زندگى با نشاط و متكامل خواهد شد ، ليكن اگر مال در مجموعهء اين كالبد گردش سالم متوازن نداشته باشد ، و بعضى از اندامها چنان آن را بمكند كه حالت آكندگى پيدا كنند ، سبب سست شدن و از بين رفتن زندگى و رمق در ديگر اندامها خواهد شد ، و خون و حيات و نشاط و نموّ به آنها نخواهد رسيد . و چنين حالتى هر دو طايفه ( متكاثران و فقيران ) را به حضيض نگونسارى و فروپاشى درخواهد افكند . و چون چنين شود ، مال از اينكه عامل قوام و هستى و نشاط باشد فرو مىافتد ، و عنوان عامل نابودى و سقوط و فروپاشى پيدا مىكند . بنا بر اين ، هلاكت و نابودى اجتماع و پوچى و انحطاط آن - در بعد اقتصادى - در درجهء اوّل ، به علل برخاسته از توليد و مصرف منوط نخواهد بود ، بلكه به مكتب اقتصادى رايج در آن اجتماع منوط است ، و از روش توزيع غير عادلانه و نامتوازن و فساد گردش مال در دست مردم و نادرست بودن آن مايه مىگيرد . اين حقيقت اجتماعى ، همان است كه قرآن كريم چارچوب آن را با بيانى استوار و قاطع و زنده چنين تعيين كرده است : * ( « لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ، إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ ، وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * « 1 » اموالتان را در ميان خود ( و در ضمن روابطى كه داريد ) ، به ناحق مخوريد ، مگر اينكه از راه بازرگانى ، با رضاى يك ديگر ، فراهم آمده
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 29 .