را از ميان مىبرد ، و آن را به عامل تباهى و فساد ، در بخشهاى خوشگذران و پر مصرف جامعه ، و عامل بدبختى و ناكامى در بخشهاى فقير آن تبديل مىكند ، كه در بارهء اين امر ، بتفصيل ، در فصلهاى مناسب اين مباحث ، در اين دو باب سخن گفتهايم .
3 - مال و نابودى جامعه
: اجتماعات بشرى تركيبى از مادّه و صورت و روح و معنى است ، و هر يك از اين دو را كمال و نقصى و بقا و زوالى است . و فناى هر جامعه ممكن است فناى صورى و مادّى باشد يا روحى و معنوى . پس به همان گونه كه گمراهيهاى اعتقادى و پوچيهاى اخلاقى و سقوطهاى روحى سبب فناى ملَّتها و جامعه ها و هلاك آنها مىشود ، گمراهيهاى اقتصادى و تجاوزهاى مالى و ستمهاى معيشتى نيز سبب از بين رفتن ملَّتها و جامعه ها و متلاشى شدن آنها خواهد شد ، بويژه با توجّه به پيوندهاى استوار و ريشه دار و مؤكَّدى كه ميان امكانات مادّى و پديده هاى روحى و معنوى وجود دارد ، و ميان اين پيوندها پيوسته فعل و انفعالاتى صورت مىگيرد . قرآن كريم اين دو « اصل » را با بيانى محكم آشكار ساخته است ؛ در مورد سبب شدن گمراهى اعتقادى براى نابودى اجتماع چنين فرموده است : * ( « فَكَذَّبُوه فَأَهْلَكْناهُمْ ، إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً . . . ) * « 1 » هود را تكذيب كردند ، پس آنان ( قوم هود ) را هلاك كرديم ؛ و در اين پيشامد نشانه اى است و عبرتى . . . » ؛ و * ( « ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها ، أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ ) * ، « 2 » ( مردم ) هر قريه را كه پيش از ايشان ايمان نياوردند ، هلاك كرديم ، آيا ( اينان ) ايمان مىآورند ؟ ، » ؛ در اينجاها نابود شدن ، نتيجهء تكذيب كردن پيامبران و خوددارى از قبول حق و جوش خوردن با آن است . و در بارهء جاهايى كه سبب نابودى اجتماع ، گمراهى مالى و تجاوز اقتصادى است فرموده است : * ( « وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ، ) * « 3 » اسرافكاران را نابود كرديم » ، * ( « وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها ، فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ ، فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً ، ) * « 4 » چون
هامش
« 1 » « سورهء شعرا » ( 26 ) : 139 .
« 2 » « سورهء انبيا » ( 21 ) : 6 .
« 3 » « سورهء انبيا » ( 21 ) : 9 .
« 4 » « سورهء اسرا » ( 17 ) : 16 .