( 1 ) - شناخت « فقه » و مبانى اجتهاد .
( 2 ) - شناخت « تفقّه » و امكانات فراوان و قلمرو گسترده و اصيل و فراگير آن ، تا در نتيجه بتوانيم به استنباط احكام شرعى ، به صورت نظامى بهم پيوسته و انداموار ( ارگانيك ) بپردازيم نه به صورت بابهايى پراكنده و بىارتباط .
( 3 ) - شناخت « حوادث واقعه » به طور كلى .
( 4 ) - شناخت « حوادث واقعه » به طور خاص ، يعنى در قلمرو اقتصاد و آنچه به ابعاد گستردهء اجتماعى و اقتصادى مربوط مىشود ، مانند اطلاع از مسائل جديد بازرگانى ، و جريان مال در اقتصاد ، و توليد ، و توزيع ، و بانك ، و كار و كارگرى و مسائل آن ، و كشاورزى ، تا صدها مسألهء ديگر متعلَّق به اين قلمرو ، كه به اين صورت كنونى ، نام و نشانى از آنها در گذشته وجود نداشته است .
( 5 ) - شناخت سنّتهاى الهى در ابعاد اقتصادى و اجتماعى .
( 6 ) - شناخت « تعريف مال » در اسلام ، و سير تكوينى و فطرى آن ، و ارتباط اين سير از لحاظ كمّى و كيفى با هويّت انسان و فطرت و وجود او ، و با هويّت مستقل اجتماع .
( 7 ) - شناخت پيامدهاى منفى فقر و تكاثر ، و آثار واقعى و سنگين آنها در ارتباط با موجوديّت فرد و اجتماع .
( 8 ) - شناخت حكمت « حرمت مال » و فلسفهء حقيقى آن ، كه در احاديث بيانگر علَّتها و حكمتهاى احكام ( علل الشّرائع ) ، ذكر شده است .
( 9 ) - شناخت پايگاه مال و نقش آن در اجتماع ، و اينكه مال در جسد اجتماع همچون خون است در جسد افراد ؛ و شناخت آنچه از احكام ولائيّه كه براى تحقّق بخشى به نقش ياد شده لازم است .
( 10 ) - شناخت نسبت واقعى ميان روابط تكاثرى و حرمت مال ، و اينكه اين نسبت ، تضادّ ماهوى است ، زيرا كه تكاثر ارزش « قوامى » مال
الحياة ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص١٦٩