تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
( 2 ) - بىاطلاعى از « حوادث واقعهء » اقتصادى و اجتماعى معاصر . و اين از واضحات است ، چه هر كس كه در مسائل مربوط به كار و كارگرى و كشاورزى و زمين و صنعت و بازرگانى و توليد و توزيع - در اشكال امروزين آنها - خبره نباشد ، و عملكرد نظامهاى سرمايه دارى و ابعاد و پوششهاى آنها را در تراز سرمايه دارى اين عصر نشناسد ، چگونه مىتواند نظرى نزديك به « درست » در بارهء اين گونه مسائل اظهار كند ، تا چه رسد به نظر « درست » ؟ آرى ، معلَّم بزرگ ، امام جعفر صادق « ع » ، در آنجا كه فرموده است : « العالم بزمانه لا تهجم عليه اللَّوابس « 1 » تنها انسان مطَّلع از زمان خود است كه در معرض هجوم چيزهاى اشتباه انگيز واقع نمىشود » ، حقيقت را بيان كرده است . و آشكار است كه مقصود از زمان در اينجا مضامين و محتويات و حوادث و فرهنگهاى زمان است نه تاريخ و ايّام آن . ( 3 ) - متعهّد نبودن و صلاحيّت نداشتن ؛ چه غير متعهّدان در انديشهء منافع مردم نيستند ، بلكه همه به منافع خود مىانديشند ، و در بارهء منافع شخصى با طاغوتهاى اقتصادى ، به زيان تودهء مردم ، به چانه زدن مىپردازند . پس بنا بر آنچه گذشت ، و با نظر داشتن به پيوندهاى پيچيدهء اقتصادى و اجتماعى زمان حاضر ، اگر اجتماعى بخواهد به مال مركزيّتى صحيح بدهد و آن را در مسيرهاى سالم و سازنده به جريان بيندازد ، بر او واجب است كه به تأسيس نظام اقتصاديى اسلامى و علمى بپردازد كه از همه سو مبتنى بر تخصّص باشد ، و دستگاه ادارى هوشيار و مؤمن و متعهّدى آن را اداره كند ، تا كار به دست كسانى بيفتد كه حق را در اموال بشناسند و به انجام دادن خير و « معروف » بپردازند . براى تأسيس يك نظام اقتصادى علمى و متعهّد - طبق اوصاف ياد شده - به اين شناختهاى دهگانه نياز داريم :
هامش
« 1 » « تحف العقول » / 261 .