نسبت به زمان و شرايط وجوب و موارد غير واجب ، ابهام داشته و از اين نكات كه مثلًا غير از زوجه ، ساير افراد تحت تكفل وى اگر از دارايى كافى براى نفقه خود برخوردار باشند نفقه آنها واجب نيست و چنانچه از عهده هزينه زندگى بر نمىآيند واجب است و زوجه اعم از اينكه ثروتمند يا فقير باشد ، نفقهاش بر عهده شوهر واجب است ، ساكت مىباشد .
6 - روايت جعفريات : عن على عليه السلام قال : يجبر الرجل على النفقة على امرأته فان لم يفعل حبس و تجبر المرأة على ان ترضع ولدها و تجبر على ان تخبز له و تخدمه داخل بيتها « 1 » .
سند اين روايت خيلى ضعيف است و ظاهرش نيز قابل عمل نيست و آقايان به مضمون آن فتوا نمىدهند . زيرا در زمينه ارضاع ولد يا پختن نان و خدمت در خانه مسلم است كه هيچ نوع اجبارى در كار نيست . بر فرض صدور هم ممكن است مراد از اجبار ، تاكيد مطلب و تحقق آن از طريق دوستى و درخواست باشد .
همچنان كه ممكن است مراد از حبس ، سلب محبت از او و انجام امورى از اين قبيل باشد .
7 - روايت يونس بن عمار : قال : زوجنى ابوعبدالله عليه السلام جارية كانت لاسماعيل ابنه فقال : احسن اليها . قلت : و ما الاحسان اليها ؟ قال : اشبع بطنها واكس جثتها و اغفر ذنبها . . . « 2 » .
كه نظر به موارد و شرايط نفقه ندارد و قابل استفاده براى موضوع مورد بحث نمىباشد .
8 - روايت ابى بصير : قال : سمعت اباجعفر عليه السلام يقول : من كانت عنده امرأة فلم يكسها مايوارى عورتها و يطعمها مايقيم صلبها كان حقاً على الامام أن يفرّق بينهما « 3 » .
اين روايت نيز دلالت بر مطلب ما ندارد . زيرا اولًا : معلوم نيست كه به صرف تحقق عقد و از زمان انعقاد آن منظور شده باشد ، ثانياً « من كانت عنده امرأة » ظهورى
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعه ، ج 26 ، ص 575 ، ح 7
( 2 ) - وسائل ، ج 21 ، ص 511 ، ح 8
( 3 ) - همان ، ص 509 ، ح 2