ليكن به نظر مىرسد كه فرقى بين هيچ يك از اينها نيست و در هر صورت بايد حكم كنيم كه زن تمكين نكرده و پاسخ مثبت نداده و وجوبى بر ذمه شوهر نيست .
زيرا مقصود از نشوز جز اين نيست كه شوهر تقاضايى كرده و زن پاسخ مثبت نداده است . لذا اگر تمكين را شرط بدانيم مقتضاى اصل آن است كه تمكين نكرده يعنى پاسخ مثبت نداده است و اگر نشوز را ميزان قرار دهيم در اين صورت نيز شك ما در اين است كه آيا زن پاسخ مثبت داده يا نداده ، كه مقتضاى اصل اين خواهد بود كه پاسخ مثبت نداده و نتيجه هر دو يكسان خواهد شد .
بنابراين با توجه به معناى نشوز ، پس از آنكه شوهر از زن درخواست مباشرت نمود ، اگر شك كنيم كه آيا زوجه تمكين كرده يا نشوز نموده ، و به عبارت ديگر آيا زوجه به درخواست زوج پاسخ مثبت داده يعنى تمكين كرده ، يا آنكه پاسخ مثبت نداده و نشوز نموده ، در اين صورت آيا مقتضاى اصل مطابق گفته شوهر است كه مىگويد : زن پاسخ مثبت نداده ، يا مطابق گفته زن است كه مىگويد : پاسخ مثبت دادهام ؟ به نظر ما چنانچه قرينهاى خارجى بر اثبات گفته زن دلالت نداشته باشد ، مقتضاى اصل آن است كه زن حاضر نشده و جواب مثبت نداده است ، و فرقى بين دو قول نيست .
اصل كلى مسأله و ثمرهاى كه بر آن مترتب ساختهاند همين مبحث بود كه عرض شد . فروع متعدد ديگرى هم هست كه چون جزئيات است از آنها مىگذريم .
« * والسلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 8003
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٨٠٠٣