ان الله يقول فى كتابه : فامساك بمعروف او تسريح باحسان ، و ما يعنى بذلك ؟ فقال : امّا الامساك بالمعروف فكف الاذى و احباء النفقة . . . « 1 »
يعنى بايد نفقه او را بدهد . ظاهر امساك ، امساك در مقابل طلاق دادن نيست ، بلكه مراد امساك تكوينى است يعنى هنگامى كه او را به خانه خود آورده است به نيكى او را اداره كند . بنابراين مقتضاى امساك بمعروف اين نيست كه چه در خانه پدر و يا اعم از خانه شوهر و خانه پدر ، او را به نيكى نگهدارى كند . بلكه اصولًا موردى را كه در خانه پدر باشد شامل نمىشود زيرا به آن امساك گفته نمىشود .
13 - روايت عبدالرحمن بن الحجاج عن ابى عبدالله عليه السلام قال : خمسة لايعطون من الزكاة شيئاً : الاب و الام والولد و المملوك و المرأة و ذلك انهم عياله لازمون له « 2 » .
14 - روايت علل : عدة من اصحابنا يرفعونه الى ابى عبدالله عليه السلام انه قال : خمسة لايعطون من الزكاة : الولد والوالدان و المرأة والمملوك لانّه يجبر على النفقة عليهم « 3 » .
در اين دو روايت آمده است كه به چند نفر زكات داده نمىشود ، زيرا اينها عيال شخص هستند و او از پرداخت نفقه آنان ناگزير است . اب و ام را هم كه در صورت نداشتن دارائى ، واجب النفقه مىشوند در زمره عيال او ذكر نموده است . روشن است كه اين دو روايت نه وجوب نفقه على الاطلاق را مىرساند ، و نه در مقام اينكه زمان و شرايط وجوب و اينكه نفقه چه مواردى از موارد ياد شده واجب و چه مواردى غير واجب است را بيان نمايد . بلكه منظور منع زكات مطلقاً از عيالاتى است كه تكويناً عيال شخص هستند و حتى بسا پرداخت نفقه آنها در هيچ صورتى هم لازم نباشد مثل برادرى كه او را با وجود امكانات تحت عيلوله خود قرار داده است .
بنابراين با عنايت به اينكه فرزند و پدر و مادر در شرايط خاصى واجب النفقه
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 21 ، ص 512 ، ح 13
( 2 ) - كافى ، ج 3 ، ص 552 ، ح 5
( 3 ) - وسائل ، ج 9 ، ص 241 ، ح 4