در عنديت تشريعى به معناى عقد ندارد . بلكه بعيد نيست مراد از آن ، عنديت تكوينى باشد كه معنايش اين خواهد بود كه زن را به خانهاش برده باشد .
9 - روايت جميل بن درّاج : قال : لايجبر الرجل الّاعلى نفقة الابوين و الولد . قال ابن ابى عمير : قلت لجميل : والمرأة ؟ قال : قد روى عنبسة عن ابى عبدالله عليه السلام قال : اذا كساها ما يوارى عورتها و يطعمها ما يقيم صلبها اقامت معه و الّا طلقها . . . « 1 »
اين روايت همچنان كه درباره اقرباء در مقام بيان اين مطلب نيست كه خودشان از دارايى برخوردار باشند يا نباشند ، و داراى اطلاق نيست ، درباره مرأة هم همين گونه مىباشد و پاسخش صرفاً درباره اين است كه نفقه تا چه حدى لازم است و ناظر به زمان و شرايط آن نيست .
10 - روايت شهاب بن عبدربّه : قال : قلت لابى عبدالله عليه السلام : ما حق المرأة على زوجها ؟
قال : يسدجوعتها و يستر عورتها ولايقبح وجهاً فاذا فعل ذلك فقد والله ادّى اليها حقّها . قلت :
فالدهن ؟ قال : . . . « 2 »
در اين روايت نيز سؤال درباره مقدار نفقه است . اما نسبت به اصل نفقه كه از چه وقت و با چه شرايطى واجب مىشود ناظر نيست .
11 - روايت ديگرى از دعائم : عن على عليه السلام انه قال : اذا لم يجد الرجل ماينفق على امرأته استؤنى فان جاءها بشىء لم يفرق بينهما و ان لم يجد شيئاً اجّل و فرّق بينهما « 3 » .
كه بيش از اين نمىرساند كه اگر شوهر توان و دارايى كافى داشته باشد بايد نفقه را بپردازد و الّا دينى است كه بايد براى پرداخت آن به شوهر مهلت دهند . اما اينكه آيا در خانه شوهر است يا نه ، و بخواهيم نتيجه بگيريم كه نفقه از زمان عقد كه در خانه پدر است نيز واجب مىشود ، از روايت چيزى به دست نمىآيد .
12 - روايت تفسير عياشى : عن ابى القاسم الفارسى قال : قلت للرضا عليه السلام جعلت فداك :
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 21 ، ص 510 ، ح 4
( 2 ) - همان ، ص 513 ، ح 1
( 3 ) - مستدرك ، ج 15 ، ص 217 ، ح 3