نمىشود .
شرطيت تمكين فعلى در كلمات بزرگان
يكى از امورى كه در غير از قواعد علامه و تنقيح فاضل مقداد ، در كلمات بزرگانى مثل مرحوم شيخ و مرحوم كيدرى در اصباح و مرحوم يحيى بن سعيد در جامع آمده و بر خلاف كلام ديگران است ، اعتبار تمكين بالفعل براى وجوب نفقه است . اين بزرگواران تصريح كردهاند كه تمكين تقديرى براى وجوب نفقه كافى نيست . حتى مرحوم شيخ تصريح مىكند كه اگر مرد بداند در صورت مطالبه از زن ، تمكين خواهد كرد ، ليكن مطالبه نكند و قهراً تمكين بالفعل تحقق نيابد ، نفقه بر ذمه او واجب نخواهد بود . آنان چه در مورد تمكين و چه درباره نشوز ، ميزان را فعليت دانسته و به تمكين تقديرى و نشوز تقديرى قائل نيستند .
ولى از كلام مرحوم علامه در قواعد استفاده مىشود كه ظاهر تمكين در كلمات قائلين به اعتبار آن ، تمكين تقديرى است . يعنى بداند كه در صورت مطالبه ، تمكين مىنمايد . لذا ايشان در بسيارى از موارد به دليل آنكه تمكين تقديرى هم مشكوك است نفقه را واجب ندانسته و حكم ظاهرى مسأله را بنابر اقتضاى اصل ، عدم وجوب نفقه مىداند .
از كلام ايشان استفاده مىشود كه اگر مثلًا مردى بداند كه زن به واسطه تدين يا شهوى بودن ، تقاضاى او را حتماً تمكين خواهد كرد ، نفقه او واجب خواهد بود .
مرحوم فاضل مقداد نيز در تنقيح ميزان را هم براى تمكين و هم براى نشوز ، تقديرى دانسته و حتى در صورتى كه ميزان در وجوب نفقه عدم النشوز باشد ، فعليت را لازم نمىداند . بنابراين اگر بداند در صورت مطالبه ، نشوز حاصل خواهد شد ، ولو نشوز بالفعل از زن ظاهر نشده ، نفقهاش واجب نخواهد بود . همچنين اگر بداند در صورت مطالبه ، تمكين خواهد كرد ، گرچه تمكين بالفعل حاصل نشده ، نفقهاش واجب مىباشد .