به واسطه آنكه مردها از قدرت عقلى بالاترى برخوردار هستند و مهر نيز توسط آنان پرداخت مىگردد ، قيمومت و سرپرستى زنان را به آنها سپرده است كه طبيعتاً به نفس عقد صورت مىگيرد .
اين معنا هم در آيات قرآنى و هم در روايات وارد شده است چنان كه در سوره ممتحنه نيز مراد از « ما انفقوا » مهر است و به هيچ وجه بر نفقات خارجى صدق نمىكند . در برخى از روايات نيز قيمومت در برابر مهر قرار گرفته و با تعبير « انما يشتريها باغلى الثمن » بيان گرديده است .
و در روايت محمد بن قيس عن الباقر عليه السلام آمده است : قال : قضى علىّ عليه السلام فى رجل تزوج امرأة و اصدقها و اشترطت انّ بيدها الجماع و الطلاق ، قال : خالفت السنة و ولّت الحق من ليس باهله . قال : فقضى انّ على الرجل النفقة و بيده الجماع و الطلاق « 1 » .
مراد از نفقه در اينجا چنان كه در صدر عبارت هم آمده صداق است همچنان كه مرحوم صدوق نيز در كتاب خود كه فتوايى است با تغيير « النفقة » به « الصداق » آن را روشن ساخته است « 2 » .
به هر حال استفاده جنبه معاوضى از آيه شريفه و در نظر گرفتن معناى نفقه براى « بما انفقوا » بسيار خلاف ظاهر است و دليلى بر آن نداريم . علاوه بر آن ، اگر در يك معاوضه يكى از دو طرف از منافع خود بهره بردارى نكند ، چرا ديگرى از حق خود محروم گردد ؟ مثلًا در يك اجاره ، اگر مستأجر كه مالك منفعت است از حق خود استفاده نكرد ، آيا نبايد حق موجر را بپردازد ؟ و آيا موجر كه اجرت براى او به وسيله عقد ثابت شده ، حق مطالبه اجرت را ندارد ؟
بنابراين بر فرض هم كه استفاده معناى معاوضى از آيه شريفه را بپذيريم و اين معاوضه را بين تمتع مرد و نفقه زن قرار دهيم ، مقتضاى آن ثبوت حق نفقه زن است و مطالبه نكردن مرد در فاصله بين عقد و عروسى ، موجب سقوط اين حق
هامش
( 1 ) - عوالى اللالى ، ج 3 ، ص 366 ( 280 )
( 2 ) - الفقيه ، ج 3 ، ص 276