نقطه نظرى از فاضل مقداد
مرحوم فاضل مقداد در تنقيح تعبيرى دارد كه نوعاً از آن غفلت مىشود و ظاهراً بر خلاف كلمات قوم است و گويا ايشان در آن متفرد است .
ايشان بعد از آنكه اصل تمكين را در وجوب نفقه معتبر دانسته ، مىگويد ثمراتى را كه بزرگان براى مسأله ذكر كردهاند بر اساس اعتبار تمكين به يكى از دو نحو شرطيت و سببيت مىباشد . كه آيا اين اعتبار به كدام يك از دو نحو است ؟ به نحو شرطيت يا سببيت ؟ كه در بسيارى موارد بنابر شرطيت نفقه واجب ولى بنابر سببيت واجب نمىباشد .
ولى مطلب ايشان ظاهراً بر خلاف كلمات قوم است ، زيرا كسانى كه قائل به اعتبار تمكين شدهاند اين مطلب را عنوان نكردهاند . بلكه اعتبار تمكين در كلمات آنان اعم از اين است كه توقف وجوب نفقه بر آن به نحو توقف المشروط على الشرط يا توقف المسبب على السبب باشد . در برابر كسانى كه تمكين را معتبر ندانسته ، بلكه تنها عدم نشوز را اعتبار دادهاند .
تحقيق درباره شرطيت تمكين و عدم النشوز
بزرگان اين مطلب را كه آيا تمكين شرط وجوب نفقه است يا نشوز مانع آن است مطرح كرده و ثمراتى نيز بر آن مترتب ساختهاند .
اعتبار تمكين را به مشهور نسبت دادهاند . عدهاى نيز آن را شرط نمىدانند . از قدماء صاحب سرائر آن را شرط ندانسته و ميزان را عدم النشوز مىداند . مرحوم سبزوارى صاحب كفايه نيز همين را قائل شده و مىگويد : لعله الأقرب . حدائق هم عدم النشوز را اظهر دانسته و بر آن اصرار مىورزد .
جماعتى نيز در مسأله ترديد دارند . مرحوم محقق در شرايع ترديد دارد و مىفرمايد : اظهر در بين اصحاب اعتبار تمكين است . مرحوم علامه در قواعد تعبير « فيه اشكال » مىآورد . در تحرير هم خودش نظر نداده و مىگويد : مشهور قائل به