روايت صحيحه را منحصر در صحيحه ايوب بن نوح دانستهاند ، البته ما روايات ديگرى را هم در اينجا صحيحه مىدانيم ، لكن آنها بحث داشتند ، ولى اين روايت صحيحه است و دلالتش هم خيلى روشن است .
د - وجوه قول أشهر : با توجه به اختلافى كه در رواياتى كه مطرح شد ، وجود دارد ، بايد ببينيم چه وجهى براى قول مشهور و بلكه أشهر وجود دارد كه مقتضاى روايات چنين قولى شده است ؛ يعنى تعلق حق حضانت بچه به مادر تا دو سالگى و پس از آن ، تعلق حق حضانت به پدر تا هفت سالگى در صورت پسر بودن بچه و به مادر در صورت دختر بودن او .
وجه اول : مرحوم صاحب جواهر مىگويد : با توجه به دعواى اجماع بر اينكه حضانت پسر پس از دو سال حق پدر است و همينطور اجماع بر اينكه حضانت دختر تا هفت سال حق مادر است ، ما امثال روايت فضيل بن يسار را كه بر احق بودن پدر دلالت مىكنند ، با روايت ايوب بن نوح تقييد مىزنيم « 1 » .
اشكال اين وجه :
اولًا : اينكه صاحب جواهر ادعاى اجماع بر اينكه حضانت پسر پس از دو سالگى حق پدر است را علاوه بر « غنية » به ابن ادريس در « سرائر » هم نسبت داده است ، درست نيست ؛ چرا كه صاحب سرائر بر مطلب دوم ؛ يعنى اينكه حق حضانت دختر تا هفت سالگى مربوط به مادر است ، دعواى اجماع كرده است و اما مطلب اول را مقتضاى قواعد اوليه دانسته است ؛ كه قاعده اقتضاء مىكند كه پدر به جهت عقل و تدبيرش متكفل تربيت اولاد باشد و مواردى از تحت آن خارج شده است كه يكى در مدت رضاع يا حولين است كه به عهده مادر است و ديگرى هم حضانت دختر تا هفت سالگى است كه اين هم طبق اجماع حق مادر قرار داده شده است « 2 » .
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 31 : 285 - 284
( 2 ) - السرائر 2 : 653