تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7954

مساهمون:

ص٧٩٥٤
و مقصود همان حضانت است ، نه خصوص شير دادن ؛ چرا كه چنين كارى غير متعارف و مشكل است و لذا خلاف ظاهر است . 5 - صحيح ايوب بن نوح : اين روايت را شيخ صدوق رحمه الله در « فقيه » و ابن ادريس رحمه الله در « سرائر » از كتاب مسائل الرجال عبدالله بن جعفر حميرى نقل كرده است و سند هم صحيح است ؛ چرا كه جماعت مشايخ از حميرى نقل مىكنند و خود وى نامه را مستقيم ديده است : روى عبدالله بن جعفر الحميرى عن ايوب بن نوح قال : كتب اليه بعض اصحابه : أنه كانت لى امرأة ولى منها ولدٌ و خلّيت سبيلهما فكتب عليه السلام : « المرأة أحق بالولد الى ان يبلغ سبع سنين الا أن تشاء المرأة » « 1 » . معناى روايت : اين روايت مستند قول صاحب مدارك و « كفاية » است كه فقط اين روايت را صحيحه دانسته و بر اساس مفاد آن گفته‌اند كه مادر حق حضانتش نسبت به پسر و دختر تا هفت سالگى ادامه دارد و پس از آن نوبت به پدر مىرسد ، مگر اينكه زن از حق خودش صرف نظر نمايد . و « ثبت » در روايت به معناى ثابت و مشروع بودن است ؛ يعنى چه زمانى أخذ بچه از مادر براى پدر ثابت مىشود . 6 - مرسله سليمان بن داود منقرى عمن ذكره قال : سئل ابوعبدالله عليه السلام عن الرجل يطلق امرأته و بينهما ولد أيّهما أحق بالولد ؟ قال : « المرأة أحق بالولد مالم تتزوّج » . « 2 » اين روايت را شيخ صدوق رحمه الله نيز در « فقيه » آورده است : روى سليمان بن داود المنقرى عن حفص بن غياث او غيره قال : سألته اباعبدالله عليه السلام عن رجل طلق امرأته و ذكر مثله « 3 » . معناى روايت : اين همان روايت است كه شيخ صدوق رحمه الله در « مقنع » مطابق آن فتوا داده است و فتواى مقنع مطلق هم هست ؛ يعنى مرد و زن ندارد و در هر دو
هامش
( 1 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 515 ، الباب 58 من ابواب احكام الاولاد ، الحديث 4 ( 2 ) - جامع احاديث الشيعة 26 : 515 ، الباب 58 من ابواب احكام الاولاد ، الحديث 6 ( 3 ) - همان