رجل توفى و ترك صبيا : اجر رضاع الصبى مما يورث من أبيه و امه من حظّه « 1 » .
و البته احتمال اينكه در روايت حسين بن سعيد ( كه تحت شمارهى شش ذكر شد ) سقطى شده باشد و با اين روايت اخير يك روايت باشند بعيد نيست ؛ به اينكه هر دو روايت مال ابن ابى يعفور باشد ، و عبارت « عن ابن ابى يعفور » در روايت حسين بن سعيد ، بعد از « اسحاق بن عمار » ساقط شده باشد . به هر حال :
رواياتى كه ذكر شد دلالت مىكنند بر اينكه اجرت رضاع بچهاى كه پدر او يا پدر و مادر او مردهاند بايد از سهم الارث او از تركه آنها پراخت شود .
خلاصه : اينكه دليلى بر خروج رضاع از تحت عمومات اشتراط وجوب نفقه به فقر وجود ندارد و لذا تحت عمومات باقى مانده و حكم به عدم وجوب پرداخت اجرت رضاع از مال پدر يا مادر ، در صورت ثروت داشتن بچه مىشود .
بحث نهم : حكم وضعى نبودن لزوم پرداخت اجرت رضاع بر پدر
فرق بين نفقه زن و نفقه اقارب اين است كه نفقه زن علاوه بر وجوب تكليفى ، وجوب وضعى هم دارد ؛ يعنى اگر به هر جهت پرداخت نكند ؛ چه به جهت عدم توان و يا از روى عصيان ، در هر دو صورت مديون زوجه مىشود . ولى نفقه اقارب فقط حكم تكليفى دارد و لذا اگر به هر جهت نفقه پدر يا فرزند را ندهد ، مديون او نمىشود .
و اينكه بعضى گفتهاند كه حكم وضعى هم هست و دين مىشود ، همان طورى كه جواب دادهاند دليلى بر اين ادعاء وجود نداشته و مسأله هم صاف بوده و نياز به بحث ندارد .
بحث دهم : مقدار رضاع
عبارت « شرايع » : و نهاية الرضاع حولان و لايجوز النقض عن ذلك ولو نقص كان جورا و يجوز الزيادة على الحولين شهرا او شهرين ولايجب على الوالد دفع اجرة مازاد على
هامش
( 1 ) - نفس المأخذ