مىشود ، اگر چه حفظ جان بچه توقف بر آن نداشته باشد . و روشن است كه در اين وظيفه مادر با ساير مرضعهها يكسان نيست و بر مادر واجب مىشود كه بچه خود را در اين مدت شير بدهد .
و ثانياً مسأله واجب النفقه غير از مسأله انفاق به مقدار حفظ نفس است ؛ و مقدار انفاق در مورد واجب النفقه خيلى بيشتر از انفاق براى حفظ نفس است ، پس اين دو مسأله نبايد خلط بشود . كما اينكه مسأله جواز اخذ اجرت بر شير دادن از كسى كه بچه واجب النفقه او است ( پدر ) منافاتى با وجوب شير دادن بر مادر در صورت اول ندارد .
بحث دوم : حكم لباء ( آغوز )
اقوال در مسأله : اكثر فقهاء ظاهرشان اين است كه فرقى بين شير اول و آغوز و شير دادنهاى بعدى وجود ندارد و هيچ كدامشان بر مادر وجوبى ندارد ؛ چرا كه حكم به عدم وجوب ارضاع بر مادر كردهاند ، بدون اينكه استثنايى بكنند . بعضى هم تصريح به عدم فرق نمودهاند . در مقابل ، پنج نفر از فقهاء حكم به وجوب آغوز بر مادر كردهاند كه عبارتند از :
1 - مرحوم علامه در « قواعد » ، اگر چه در چند كتاب ديگرش اصلًا آغوز را عنوان نكرده است و به طورى كلى حكم به عدم وجوب ارضاع ولد بر مادر نموده است مثل كتاب « تحرير » ، « تبصره » ، « ارشاد » و « تلخيص المرام » . و اما در « قواعد » علاوه بر حكم به وجوب آغوز بر مادر ، آن را بدينگونه تعليل كرده است كه اگر آغوز را به او ندهد ، مىميرد و حفظ جان او توقف بر دادن آغوز دارد « 1 » .
2 - مرحوم شهيد اول در « لمعه » « 2 » ، 3 - مرحوم شهيد ثانى در « حاشيه ارشاد » ، 4 - مرحوم ابن قطان در « معالم الدين » ، 5 - مرحوم صيمرى در « غاية المرام » .
دليل عدم وجوب آغوز بر مادر : در اينجا هم مقتضاى اصل عدم وجوب است و
هامش
( 1 ) - قواعد الاحكام 3 : 101
( 2 ) - اللمعة الدمشقية : 176