« مسالك » دارد و آن اين است كه در اين دو صورت نفقه ولد بر مادر واجب مىشود و لذا شير دادن بر او لازم مىشود .
اشكال مشترك صاحب جواهر بر استثناء : مرحوم صاحب جواهر يك اشكال مشترك بر « مسالك » و « رياض » دارد و يك اشكال هم به خصوص « رياض » مىكند .
اشكال مشترك او اين است كه اين دو مورد تخصّصا از حكم به عدم وجوب ارضاع بر ام خارج هستند و نيازى به استثناء و تخصيص نيست ؛ چرا كه بحث ما در مورد وجوب ارضاع بر ام « بما أنّها ام » است و اما اينكه يك شرايطى پيش بيايد كه حيات بچه متوقف بر شير دادن اين مادر باشد - كما اينكه در دو صورت مذكور اينچنين است - اين صورت خارج از بحث حكم ارضاع بر ام است ؛ چرا كه در اين دو صورت هم بين مادر و غير مادر فرقى وجود ندارد و بر زنان ديگر هم كه بتوانند شير بدهند حفظ جان اين بچه واجب است و خصوصيتى براى مادر بما اينكه مادر است وجود ندارد « 1 » .
اشكال مختص صاحب جواهر : مسأله وجوب نفقه در صورت اول پيش نمىآيد ؛ چرا كه فرض اين است كه پدر مىتواند اجرت رضاع را بپردازد ، ولى مرضعهاى وجود ندارد و با اين حساب منافاتى ندارد كه شير بدهد و اجرتش را هم بگيرد ، در حالى كه معناى واجب النفقة اين است كه ديگر نمىتواند اجرت شير دادن را بگيرد ، پس تعبير به واجب النفقه شدن در اينجا صحيح نيست « 2 » .
جواب از اشكال صاحب جواهر : به نظر مىرسد كه اين استثناءها صحيح است و شير دادن بر مادر در اين دو صورت واجب مىشود ، لكن بايد توجه داشت كه اولًا مورد بحث در اينجا خصوص مقدار شيرى كه بچه را از مرگ نجات بدهد نيست و اختصاصى به صورت توقف حفظ جان او به ارضاع مادر ندارد ، بلكه در مورد مقدار شيرى است كه لازم است كه به بچه داده شود و كمتر از آن ظلم به بچه
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 31 : 272
( 2 ) - جواهر الكلام 31 : 272