بود يا ناتوان از بچه دارى بود و يا اينكه مرد نمىخواست كه اجرت او را بدهد و بالاخره از هر ناحيهاى كه تعاسر باشد و نتوانند كه با هم كنار بيايند ، در تمامى اين موارد مىفرمايد
( فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى )
مرضعه ديگرى براى او فراهم نمايند . و اما اينكه آيه چنين دلالت نمايد كه مادر مىتواند بدون هيچ عسرى از شير دادن به بچه امتناع نمايد ، دلالت روشنى بر اين مطلب در آيه وجود ندارد .
3 - بررسى دلالت آيه
( لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها )
« 1 »
:
در اين آيه دو معنا محتمل است :
يكى اينكه باء را الصاق بگيريم كه معنايش اين مىشود كه مادر و پدر نبايد به بچه ضرر بزنند ؛ چه از ناحيه شير ندادن به او و گرفتن او از شير و چه زدن ضرر ديگرى به او . اين معنا اصلًا ربطى به بحث ما ندارد . دوم اينكه باء را سببيّت بگيريم كه معنايش چنين مىشود كه مادر و پدر نبايد به جهت فرزند ضررى متوجه آنها بشود . و اين معنا به حسب روايت ، به طورى كه در « فقه القرآن » « 2 » راوندى آمده است نظرش به اين است كه مرد نبايد از مباشرت با زن ، و زن نبايد از تمكين نمودن ، به جهت خوف از حامله شدن دوباره زن ، خوددارى نمايند . و اما آيا شير دادن به بچه از حقوق زوجيت است تا اينكه امتناع از آن ، ضرر زدن به مرد باشد يا اينكه اجبار زن بر آن ، ضرر زدن به او باشد ، از حيث صغروى مورد بحث است و لذا با مثل اين آيه نمىتوان عدم وجوب ارضاع بر مادر را اثبات نمود .
4 - بررسى دلالت آيه
( فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ) :
اولًا به نظر ما معلوم نيست كه اخذ اجرت بر واجبات اشكال داشته باشد ، اگر چه نظر مشهور قريب به اتفاق اينطوراست .
و ثانياً : اين آيه در مورد پس از طلاق است ؛ در حالى كه مورد بحث ما درباره قبل از طلاق است .
هامش
( 1 ) - بقره : 233
( 2 ) - فقه القرآن 2 : 122