اشكال « حدائق » بر دو آيه ( فَإِنْ أَرْضَعْنَ )
و
( وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ )
:
مرحوم صاحب حدائق راجع به استدلال به دو آيه مذكور بر عدم وجوب ارضاع بچه بر مادر مىگويد : « لا يخلو من نظر » چون آيات مذكور در مورد مطلقه و بائن است و عدم وجوب ارضاع ولد بر مطلقه ، دليل بر عدم وجوب آن بر غير مطلقه نمىشود و مورد بحث ما در اينجا در مورد زوجه و مادر غير مطلقه است « 1 » .
در « رياض المسائل » هم « فيه نظر » دارد كه مقصودش بايد همين اشكال آمده در « حدائق » باشد « 2 » .
جواب صاحب جواهر از اشكال مذكور : مرحوم صاحب جواهر مىگويد كه اين اشكال وارد نيست ؛ چرا كه از اين آيات چنين استفاده مىشود كه مقتضاى امومت ، عبارت از شير دادن نيست يعنى از وظائف مادر بودن ، لزوم شير دادن به بچه نيست . و با توجه به استفاده مذكور ، خصوصيت مورد آنها كه درباره طلاق است ، منافاتى با شمول آنه نسبت به مطلق مادر ندارد و لذا دلالت آيات شامل مادرى كه مطلّقه نيست هم مىشود . و ظاهر عبارت محقق هم در متن « شرايع » همين است كه مقتضاى امومت ، عبارت از ارضاع نيست ، اگر چه ممكن است كه در شرايطى بر او واجب بشود كه بحث آن خواهد آمد « 3 » .
اشكال بر جواهر در تاييد اشكال بر آيات : روشن نيست كه ايشان چگونه مىخواهند بر مرحوم صاحب حدائق و صاحب رياض رحمه الله اشكال بكند ؛ چرا كه مدلول آيات اين مىشود كه امومت علت تامه براى لزوم ارضاع نيست و الا بعد از طلاق هم بايد ارضاع بر ام واجب باشد . ولى نفى علت تامه بودن نمىتواند جزء العلة بودن را هم نسبت به آن نفى كند ؛ به اينكه يك جزء علت هم وجود زوجيت باشد . پس اين احتمال كه مادر بودن به عنوان جزء العلة مطرح باشد ، با اين آيات
هامش
( 1 ) - الحدائق 25 : 72
( 2 ) - رياض المسائل 10 : 515
( 3 ) - جواهر الكلام 31 : 273