تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7909

مساهمون:

ص٧٩٠٩
آن را پذيرفته ، تمام نيست . در ادامه ، مرحوم صاحب جواهر تعبيراتى دارد كه اين تعبيرات نبايد انسان را از ميدان خارج كند . ايشان عدم وجوب عقيقه را كالمقطوع به محسوب كرده يا مىفرمايد قول به وجوب عقيقه ناشى از عدم تعمق در فقه است و تعميراتى از اين قبيل . البته حق مرحوم صاحب جواهر بر تمام حوزه‌هاى علميه قابل انكار نيست ، انصافاً اگر جواهر نبود شايد فقه به گونه‌اى ديگر بود ولى اين موجب نمىشود كه ما از واقعيات صرف نظر كنيم . مرحوم صاحب جواهر در جايى كه نمىتواند با استدلال برهانى مطلبى را تمام كند از اين تعابير استفاده مىكند . ما بايد ببينيم منهاى اين تعابير دليل بر مطلب چيست و به لحاظ روحى و روانى تحت تاثير اين تعابير واقع نشويم .

روايت ضريح محاربى :

روايت ديگرى كه براى استحباب به آن تمسك شده روايت ضريح محاربى است . متن روايت به نقل كافى اين است : ضريح المحاربى عن ابى عبدالله فى العقيقه قال : اذا جاوزت سبعة ايام فلاعقيقة له « 1 » . همين روايت در كتاب محمد بن مثنى از ضريح محاربى با مختصر تفاوتى آمده است : محمد بن مثنى القاسم الحضرمى عن جعفر بن محمد بن شريح الحضرمى عن ضريح المحاربى عن ابى عبدالله عليه السلام قال قلت المولود يعق عنه بعد ما كبر قال اذا جاز سبعة ايام فلاتعق عنه « 2 » . اين طريق دوم تا حدودى روشن‌تر از طريق اول است و مىتواند اجمال آن را بر طرف كند . حتى اگر نتوانيم اعتبار آن را ثابت كنيم . زيرا به حسب متعارف خيلى بعيد است كه كسى بخواهد يك تفاوت جزئى را جعل كند . اگر يك مطلبى را دو نفر نقل كنند يكى از آنها موثق باشد و يكى ذاتاً موثق نيست ولى تفاوت نقل‌ها جزئى باشد احتمال اينكه آن طريقى كه ثقه نيست مطلبى را جعل كرده باشد خيلى
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج ؟ ؟ ؟ ، ص 455 ( 2 ) - مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ص 152 . راجع اصول ست عشر ، اصل محمد بن مثناى حضرمى