در روايت ديگر دارد : « سألته عن مولود ترك اهله حلق رأسه فى اليوم السابع هل عليه بعد ذلك حلقه و صدقة بوزنه ؟ قال اذا مضى سبعة ايام فليس عليه الحلق انما الحلق و العقيقة و الاسم يوم السابع » همه اينها در روز هفتم است . با ملاحظه مجموع اين روايات انسان به اين نتيجه مىرسد كه اين « على » ها ، عبارت اخراى از هم مىباشند و مراد از آنها تأكد استحباب است .
به عبارت ديگر نفى همان امر مرسوم و متعارف است نه نفى يك امر واجب .
در مورد روايات ارتهان هم مىبينيم در بعضى آمده « المولود مرتهن بالعقيقه » ولى در بعضى هم مانند صحيح معاذ فراء حضرت مىفرمايند « الغلام رهن بابعه بكبش يسمى فيه و يعق عنه . . . » با آنكه مىدانيم عقيقه در روز هفتم مستحب موكد است ولى در مورد آن كلمه « رهن » آمده پس اين كلمه هم در اين موارد ظهور در وجوب ندارد .
از نظر سندى معاذ فراء ثقه است معلى بن محمد نيز در سند وجود دارد كه ما آن را اشكال نمىكنيم .
احتمال هم دارد كه در روايات ارتهان مراد از رهن حفظ باشد . كه در اين صورت هم ديگر دلالت بر وجوب نمىكند . يك شىء را براى حفاظت رهن قرار مىدهند كه خطر از بين رفتن از بين برود . در اين جا هم يعنى حفاظت بچه متوقف بر عقيقه است و اين ارتباطى با الزام شرعى ندارد .
بنابراين با ملاحظه مجموع من حيث المجموع روايات و شهرت قوى به نظر مىرسد كه عقيقه واجب نباشد .
حكم خوردن از گوشت عقيقه براى والدين و خويشاوندان :
در اين مسئله كلمات بزرگان مختلف است . مشهور بين علماء اماميه اين است كه خوردن والدين كراهت دارد و عيال والدين را هم عدهاى اضافه كردهاند ، بعضى هم به عيال پدر اقتصار كردهاند .
در مقابل اين ، عدهاى تعابيرى دارند كه فى الجمله گويا قائل به حرمت هستند .