انجام بدهد بهتر است به اين شكل انجام دهد . البته بعضى از اينها واجب است و بعضى مستحب . ولى ديگر استفاده نمىشود كه كدام واجب است و كدام مستحب است . اگر بخواهيم بگوييم مستحب است يعنى مجموع من حيث المجموع به اين شكل بجا آوردن مستحب و افضل افراد است ، اما ديگر مشخص نمىشود واجب كدام است و مستحب كدام است .
بنابراين ، مرحوم صاحب جواهر كه مىگويد اقتران اول دليل و اوضح دليل بر استحباب است كلام تامى نيست . چنانچه ختان مقرون به همين امور مستحبى است و آنجا ايشان ختان را واجب مىداند و هيچ هم ترديد در آن نيست و جزء ضروريات است . در حالى كه در آنجا ايشان اين صحبت را نمىكند اما به عقيقه كه مىرسد مىفرمايد اقتران اوضح دليل است .
اشكال استاد مدظله به اصل استدلال :
به نظر ما اشكال اصلى اين است كه اوامرى كه در مورد عقيقه است همه مربوط به عقيقه در روز هفتم است و يقيناً اين امر استحبابى است . امر شده كه در روز هفتم مولود چند چيز هست و يكى از آنها عقيقه است . چنين امرى قطعاً استحبابى است . به طبيعى عقيقه امر نشده تا بگوييم واجب است يا مستحب است « 1 » ممكن است اصل عقيقه واجب باشد و ممكن است مستحب باشد . به عبارت ديگر اين اوامر ناظر به اصل عقيقه نيست . براى اين مطلب بايد به ادله ديگر مراجعه كنيم .
پس منهاى سياق به اين روايات نمىتوان براى وجوب اصل عقيقه ، فى حد نفسه استدلال نمود .
ج : روايات ارتهان :
در تعدادى از روايات اين مضمون كلى به چشم مىخورد كه « المولود مرتهن
هامش
( 1 ) - مانند روايت عبدالله بن سنان : عن عبدالله بن سنان عن ابى عبدالله عليه السلام قال : عق عنه و احلق رأسه يوم السابع . . . . كافى ، ج 6 ، ص 27