ولى بايد قبل از بلوغ بچه را ختنه كند و اگر نكند گناه كرده است .
تصور ديگر اين است كه بگوييم ختان بر ولى مستحب است ولى مستحبى كه واجب را ساقط مىكند . نفل يسقط به الفرض . بر خلاف نظر صاحب حدائق « 1 » به نظر ما اشكالى ندارد كه به وسيله مستحب واجب ساقط بشود . منافاتى ندارد كه به وسيله مستحب واجب ساقط شود . چون گاه واجب ، واجب مشروط است و شرطش يك امر مستحبى است كه با اتيان آن ديگر آن واجب ، وجوب نخواهد داشت . خود آن شرط مىتواند محكوم به يكى از احكام خمسه باشد . در اينجا مستحب است مثل زكات كه قبل از وقتش صدقه مستحب است و لذا زكات فطره چنانچه قبل از زمان وجوب پرداخت شود ساقط مىشود . و گاه با بجا آوردن مستحب ديگر موضوعى براى وجوب باقى نمىماند و قهراً واجب ساقط مىشود مثل همين بحث ختان .
ج ) بيان ادله : 1 ) براى استحباب به روايت على بن يقطين تمسك شده است .
متن روايت چنين است : على بن يقطين قال سالت اباالحسن عليه السلام عن ختان الصبى لسبعة ايام من السنة هو او يوخر ؟ و ايهما افضل ؟ قال سبعة ايام من السنة و ان اخر فله بأس .
گفتهاند در اين روايت على وجه الاطلاق اجازه تأخير از روز هفتم داده شده است و حدى هم تعيين نكردهاند . بنابراين اگر ولى تا زمان بلوغ فرزند را ختنه نكند اشكالى ندارد ، چون كلمه ولىّ در روايت نيامده است و تنها چنين آمده است كه اگر تأخير افتاد اشكالى ندارد و الّا بايد چنين بيان مىنمود كه تأخير از روز هفتم اشكالى ندارد ولى قبل از بلوغ وظيفه دارد چنين كارى را بكند . در حالى كه چنين قيدى را نزده است .
اما به نظر ما اين نحوه استدلال درست نيست و اين روايت اگر ظهور در وجوب
هامش
( 1 ) - مرحوم صاحب حدائق از اينكه اسقاط فرض توسط مندوب در فقه مشابه ندارد ، در بحث عقيقه نتيجه مىگيرد كه پسبايد مانند عقيقه و ختان واجب باشد . تبيين نظريه ايشان و ردّ آن در بحث عقيقه به تفصيل خواهد آمد