لابأس ان لاتختنن المرأة فأما الرجل فلابد منه « 1 » .
اين روايت از نظر سندى معتبر است . غياث بن ابراهيم را مرحوم نجاشى توثيق كرده و مىگويد جماعة من الناس به طرق عديدهاى - كه ظاهراً بعضى از طرقش هم صحاح است - كتابش را روايت مىكنند . و اين روايت هم ظاهراً از كتاب برداشته شده است .
از نظر دلالت هم كه در آن تعبير « لابد منه » آمده است كه ظهور در وجوب دارد .
3 - در احتجاج نقل شده كه حضرت امام صادق عليه السلام در مورد ختان در پاسخ به شخص زنديقى مىفرمايند : كار خالق متعال درست بوده است . حكمت الهى اقتضا مىكند كه خلقت كردن اين موجودات غير مختون باشد و همان حكمت الهى هم اقتضا مىكند كه دستور بدهد مردم اجرا كنند : « ذاك من الله حكمةٌ و صواب غير انه من ذلك و اوجبه على خلقه « 2 » » .
اين روايت سند معتبرى ندارد ولى دلالت آن خوب است و مىتواند مويد باشد . اگر هم كلمه وجوب ، به معناى ثبوت باشد اما كلمه اوجب وقتى با على متعدى شود ظهور در وجوب اصطلاحى دارد .
4 - عن ابى بصير قال سألت اباجعفر عليه السلام عن الجاريه تسبى من ارض الشرك فتسلم فتطلب « 3 » لها من يخفضها فلاتقدر على امرأة فقال اما السنة فى الختان على الرجال و ليس على النساء « 4 » .
ابوبصير از حضرت باقر عليه السلام سؤال مىكند كه زنى را از ارض شرك اسير مىكنند
هامش
( 1 ) - جامع الاحاديث ، ج ، باب 45 ، ح 8
( 2 ) - الاحتجاج ، ج 2 ، ص 86
( 3 ) - اگر نطلب باشد بهتر است . در بعض نسخ هم نطلب دارد
( 4 ) - الكافى ، ج 6 ، ص 37 . جامع الاحاديث ، ج ، باب 49 ، ح 1