تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7886

مساهمون:

ص٧٨٨٦
هم باشد ، به مناط تعدد دال و مدلول است و همان قرينه بر اين است كه سنت به معناى عام خودش استعمال شده و به معناى خاص نيست . و سادساً : در مورد روايت ابن سنان ، گرچه ختان زن‌ها مستحب است ولى مىتوان گفت مستحبى كه تأكيد شده باشد و در اثر تأكد به اجرا گذاشته باشند نيست به خلاف ختان غلام و پنج شش امر ديگر كه در روايات با هم به عنوان امور حنيفيه ذكر شده‌اند و روى آنها تأكيد شده و به اجرا گذاشته شده‌اند . مرحوم صاحب جواهر مىگويد از آنجا كه استحباب ختان زن‌ها را قبول كرده‌ايد و در اين روايت سنت بودن آن نفى شده و سنت بودن ختان غلام اثبات شده ، پس ختان غلام بايد واجب باشد . در حالى كه لازمه سنت بودن ، اين نيست كه واجب باشد . سنت به معناى طريقه‌اى است كه اجرا شده است و علامت تأكيد است به اين معنا كه غير از جعل قانون ، به مرحله اجرا هم گذاشته شده است . و سابعاً : گاهى بعضى از سنن در اوايل صدر اسلام بوده و بعد شرايط عوض شده و زائل مىشوند و در مقابل بعضى از سنن ، ثابت مىباشند . شايد مراد از سنت واجبه در روايت محض الاسلام ، سنت ثابته است ( ثبوت به معناى ادامه است ) . سنت واجبه يعنى سنتى كه الان هم سنت است . و اگر سنت به معناى طريقه جاريه هم گرفته شود ، سنت واجبه به معناى طريقه موجود است يعنى در حال ذكر هم موجود است . مثلًا اگر در جايى بگويند به علامت زيد يقين دارم و قيد نياورند مراد عدالت حالايى زيد است ، و يا اگر گفته شود به حيات زيد يقين دارم چنانچه قيد نياورند يعنى حيات حالايى و حيات بعد و يا حيات قبل نيست . اينجا هم همين طور است ، سنت موجود يعنى سنتى كه همين الان موجود است .

بيان اشكالى نسبت به كلام استاد و جواب آن

ممكن است راجع به پاسخ رابعى كه به كلام صاحب جواهر داده شد اشكالى به ذهن برسد و آن اينكه حمل مطلق بر مقيد يك مطلب مسلم بين آقايان است و صاحب جواهر مطابق با اين مبنا سنت مطلق در روايات ديگر را حمل بر وجوب كه در روايت محض الاسلام مراد از سنت دانسته شده ، كرده است .