تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7883

مساهمون:

ص٧٨٨٣
تاسيسات و امورى كه يك پيامبر آورده بگويند در اين موارد ممكن است واجب و مستحب را با هم ذكر كنند . نمىتوان گفت چون چند امر مستحبى را ذكر كرده پس نبايد امور الزامى را بگويد . بر فرض هم كه سياق دليل باشد به حسب ظن قوى مراد از ختانى كه در اينجا هست ختان الاولاد است . ختان اولاد كه جزء سنن حضرت ابراهيم است مستحب است . اگر واجب باشد اصل الختان واجب است و بحث ما در مورد اصل الختان است و مصداق‌هاى رايجى كه در شريعت پيامبر است همان ختان در حال بچگى است مرسوم و متعارف نيست كه بزرگان را ختنه كنند . در بعضى از روايات ديگر هم آمده كه ختان الصبى از سنن است . بعيد نيست در مواردى كه ختان به طور مطلق از سنن شمرده شده مراد همين ختان الصبى باشد يا ختان روز هفتم باشد كه مستحب است و به عبارت ديگر به عنوان تشريفات مولود كه در روز هفتم مىگرفته‌اند ، امورى را ذكر نموده‌اند كه ختان نيز جزء آنها است و اين يعنى ختان جزء مستحباتِ آن ايام است ، اما اينكه اصل ختان آيا واجب است يا نه ، اين روايات دلالتى ندارد . اما دليل دوم صاحب حدائق را هم به اين صورت جواب داده‌اند كه سنت در اصطلاح متأخرين اگر چه در مقابل وجوب است اما در روايات و شايد هم در كتب فقهى قديمى ، مسلماً به معناى طريقه‌اى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را اجرا كرده‌اند و به مرحله عمل رسيده باشد خواه آن طريقه وجوبى باشد و يا استحبابى باشد . بنابراين تعبير به سنت در اين روايت با ادله وجوب معارضه ندارد . در بسيارى از روايات كلمه سنت در مسلم الوجوب به كار رفته است . ه ) رواياتى كه براى وجوب ختان به آنها استدلال شده است . 1 - روايتى كه در عيون آمده است و در آن مأمون به حضرت رضا عليه السلام مىگويد من مىخواهم محض اسلام را بدانم و سپس از حضرت خواسته كه اسلام را به او
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7883 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز