پيامبر صلى الله عليه و آله آورده و از باب ما آتاكم الرسول فخذوه است كه به نحو غير مستقيم از ناحيه حق تعالى واجب شده است .
تقابل بين اين دو معنا واضح است و اشكالى ندارد . اما گروه سوم كه گفتهاند واجب ليس بفرض ، به چه معناست و چگونه بايد آن را مقابل با دو قول قبل دانست ؟ ظاهر اين تعبير آن است كه واجب اوسع از فرض است .
ممكن است واقعاً آنها كه گفتهاند سنة يأثم بتركها و آنها كه گفتهاند واجب ليس بفرض ، هر دو يك چيز بخواهند بگويند . منتها چون به هر حال احتمال مغاير بودن مراد آنها هم مىرفته است لذا مرحوم شيخ خواسته عين تعبيرات را بياورد . لذا هر دو تعبير را ذكر كرده است . از طرف ديگر نيز ممكن است از روايات استفاده بشود كه سنت در مواردى اطلاق مىشود كه تأكيد شده باشد و به صورت اجرا در آمده باشد ، خواه واجب بوده باشد و خواه مستحب . و لذا كسانى كه گفتهاند سنة يأثم بتركها ، مرادشان سنة واجبه است كه اخص مطلق از واجب بوده و به معناى مسأله واجبى است كه تأكيد در آن بوده و دستور هم داده شده و به حالت اجرا هم در آمده است و اما واجب ليس بفرض ، چنين معنايى را افاده نمىكند و لذا شيخ هر دو تعبير را جداگانه آورده است .
و از سوى سوم كثيراً واجب به معناى ثبوت است . واجب را با مصطلح فعلى خودمان نبايد تفسير كنيم واجب به معناى ثابت است . امورى كه در شريعت هست گاه ثابت است و گاه ثابت نيست . امور ثابت گاه به عنوان وجوب ثابت است و گاه به عنوان استحباب ثابت است . آنها كه گفتهاند واجب و ليس بفرض ممكن است بخواهند بگويند قانون ختان در شريعت مطهره ثابت است ولى فرض نيست و مستحب است .
خلاصه از آنجا كه معلوم نيست دو تعبير سنة يأثم بتركها و واجب ليس بفرض ، متحد المعنى باشند و يا مغاير باشند ، وظيفه مرحوم شيخ اين است كه عين
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7879
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٨٧٩