تنبيهٌ : بيان عبارات شيخ در مبسوط و خلاف
بحث ختان در كتاب الحدود خلاف و مبسوط مطرح شده است « 1 » . كه چون فوايدى بر آنها مترتب است ، عبارات را مىخوانيم و توضيح مىدهيم :
الف ) عبارت مبسوط : الختان فرض عند جماعة فى حق الرجال و النساء و قال قوم هو سنة يأثم بتركها و قال بعضهم واجب و ليس بفرض و عندنا انه واجب فى الرجال و مكرمة فى النساء .
سه گروه اول بين زن و مرد فرقى نگذاشتهاند اما گروه اخير كه مراد ظاهراً طايفه اماميه است چون عندنا تعبير نموده است ، بين مرد و زن تفصيل قائل شدهاند .
حالا ببينيم اين عبارت چه مىخواهد بگويد .
مقدمةً بايد بگوييم اصطلاح سند در قديم و در روايات با سنتى كه مصطلح فعلى است تفاوت دارد . در اصطلاح فعلى سنت در مقابل واجب است اما در كلمات قدما و روايات سنت مقسم براى واجب و غير واجب است « 2 » .
و اما مراد از كلمه فرض كه هم در قديم اطلاق مىشده و هم در روايات هست ، امورى است كه واجب مستقيم الهى است و ما فرضه الله است و پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را نياورده است .
حال شيخ در ابتدا مىفرمايد بعضى گفتهاند ختان ، واجب مستقيم الهى است ( فرض ) و در مقابل برخى قائل شدهاند ( سنة يأثم بتركها ) ختان از امورى است كه
هامش
( 1 ) - اين بحث در كتاب الحدود در بخشى كه مربوط به اشربه محرمه است بعد از بحث خمر ذكر شده است . اين به نظر نامأنوس مىآيد . در مورد اينكه چه تناسبى بين بحث ختان و بحث اشربه هست مىتوان گفت كه مشابه اين در كافى هست آنجا كه بحث غنا را در كتاب الاشربه ذكر كرده است . علتش اين است كه گاهى يك شىء داراى مقارنات غالبى است و به تناسب آن مقارنات غالبه هم ذكر مىشود . مثلًا معمولًا همراه شرب خمر ساز و آواز هم هست . به خاطر اين تناسب ، در بحث شراب ، غنا را هم كلينى ذكر كرده است . اينجا هم به احتمال قوى ختان كه مخصوص اسلام نيست ، تشريفاتى همراه آن بوده است و الان هم على القاعده باشد . شايد يكى از آن تشريفات پذيرايى افراد با مسكر بوده است به اين تناسب ختان را بحث اشربه هم آوردهاند . چون جزء مقارنات غالبيه بوده است
( 2 ) - اين كلام استاد به جهت رفع تنافى متوهم در تعبير « سنة يأثم بتركها » مىباشد . ( مقرر )