تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7875

مساهمون:

ص٧٨٧٥
هدايه هم همين تعبير را از امام صادق عليه السلام نقل كرده است . در كلمات سيد مرتضى هم به چيزى برخورد نكرديم . از مرحوم شيخ مفيد نيز صراحتاً به چيزى برخورد نكرديم . اما گاهى كلمات برخى از بزرگان مشعر به اين است كه گويا نمىخواهند آن را واجب بدانند . مثلًا مرحوم شيخ مفيد دارد كه مستحب است روز هفتم ختنه شود ولى اصل اين كه ختنه جزء واجبات است را ندارد . در غنيه مرحوم ابن زهره و وسيله مرحوم ابن حمزه هم همينطور است . سيد ابن زهره در غنيه مىگويد چند چيز مستحب است يكى اينكه اسم بگذارند و ديگر اينكه سر بتراشند و يكى هم عبارت از اين است كه روز هفتم ختنه كنند . اما بعداً متعرض نمىشود كه اگر اين مستحب عمل نشد ، پس از بلوغ آيا خودش وظيفه دارد خود را ختنه كند يا نه ؟ مستحب را متعرض شده اما واجبش را متعرض نشده است . اين سكوت يك مقدارى مشعر به عدم وجوب است . در وسيله ابن حمزه هم همينطور است . احتمالًا بعضى كتاب‌هاى ديگر هم باشد . البته اينها ظهورى نيست كه بشود به آن اعتماد كرد ولى طورى است كه انسان ترديد مىكند آيا اينها واجب مىدانستند و عنوان نكرده‌اند يا اصلًا واجب نمىدانسته‌اند . مرحوم شيخ طوسى و بعدىها تا زمان مرحوم صاحب حدائق ، همه فتوا به وجوب داده‌اند . و كسى كه راجع به وجوب مناقشه كرده باشد نقداً پيدا نكرديم . مرحوم صاحب حدائق هم كلام صريحى ندارد بلكه فقط مىفرمايد با روايات نمىشود اثبات وجوب كرد و عمده اجماع در مسأله است . يك جا هم تعبير به الاجماع المدعى كرده است . منتها مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد كه مرحوم صاحب حدائق مايل به عدم وجوب است . من فكر مىكنم چون مذاق مرحوم صاحب حدائق در باب اجماع اين است كه آقايان در نقل اجماع تسامح دارند لذا نمىشود به آن اعتماد كرد ، نخواسته اين مسأله را باز كند و گفته مدرك روايتى نداريم و عمده اجماع است . نخواسته بگويد اجماع هم اشكال دارد . روى ذوق