تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7845

مساهمون:

ص٧٨٤٥
محقق است ، منتها اگر قطع حاصل شده كه حملى از او برنداشته ، حكم ظاهرى در آنجا جارى نيست ، و اگر مشكوك شد ، قاعده فراش مىگويد فراشيت محقق است چون زن و شوهر هستند ، و انتساب ولد مشكوك است كه آن‌هم با قاعده فراش ملحق است . ولى در بحث بعد كه صاحب رياض مىگويد موقعى فراش محقق مىشود كه زن مدخوله باشد ، ايشان در مقابل مىفرمايد بنابر يك احتمال مدخوله بودن شرط است و بنابر يك احتمال شرط نيست ، اگر فراش را زوج بدانيم ، چه مدخوله باشد و چه غير مدخوله ، فراش محقق است ، ولى اگر مرأه را فراش بدانيم ، مدخوله بودن شرط است ، و در واقع بين دو احتمال تفصيل قائل است . عبارات ايشان چنين است : « قد يقال « 1 » بعدم اعتبار العلم بالدخول مع ولادتها ما يمكن تولده منه تغليباً للنسب و لقوله صلى الله عليه و آله الولد للفراش فان المراد به الزوج أو المرأة على تقدير مضاف أى ذى الفراش و على التقديرين يقتضى اللحوق ، خرج منه ما علم عدم الدخول لما عرفت و يبقى غيره و حينئذ يكون الاصل بعد وقوع العقد لحوق الولد بالزوج مع الامكان « 2 » » . بنابراين عبارت ، آن چه فراشيت درست مىكند ، نفس العقد است ، عقد كه شد اگر احتمال لحوق به فراش بود ، به زوج ملحق مىكنيم . ولى بعد از چند صفحه چنين مىفرمايند : « ان المراد بالفراش المرأة كما عن بعضهم أو الزوج كما عن المصباح المنير و معناه على الاول ان الولد لذى افتراش المرأة فيتحقق حينئذ بمطلق الدخول بالمرأة « 3 » » ، كه بنابر اين تعبير ، اگر زوج فراش باشد فراشيتش با نفس عقد محقق مىشود ، ديگر دخول معتبر نيست ، ولى اگر مرأة باشد ، دخول هم بايد باشد ، زيرا ايشان گفته ، « ذى افتراش المرأة » كه كنايه از غشيان و مواقعه است و ذى المرأة نگفته . خلاصه ، مشخص نيست كه مختار ايشان چيست ، و يك نحو تنافى هست .
هامش
( 1 ) - توضيح استاد مدظله : اين قد يقال‌هايى كه در اينجا هست ، نظر خودش است ، به جاى يمكن ان يقال تعبير قد يقال‌مىشود ، يعنى يك مقدار از يمكن هم بالاتر است ( 2 ) - جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 229 ( 3 ) - همان ، ص 235
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7845 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز