تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7843

مساهمون:

ص٧٨٤٣
ايشان الحاق ، بدون دخول ممكن نيست ، و اگر زن گفت كه تو دخول كرده‌اى ، قهراً بچه تو است ، در واقع لازمه همان ادعاى اول خودش را مطرح مىكند ، و سبب خاصى را ادعا نكرده است ، پس نيازى به اثبات ندارد . ولى عقيده ما اين است كه صاحب ولد بودن با دخول ملازم نيست ، با ملاعبه هم مىشود ، يا ممكن است در حمام حمل بردارد ، به هر حال متوقف بر خصوص دخول نيست ، بنابر اين ما مىتوانيم بگوييم ، اگر زن ادعاى دخول كرد ، بايد آن را اثبات كند ، براى اينكه زائد بر جنبه اثبات ، نتيجه فراش بودن را مىخواهد ادعا كند . ولى اين كه مرحوم صاحب جواهر چرا اين تعبير را كرده است ؟ معلوم نيست ، شايد غفلت شده ، شايد هم اينجا با توجه به همان مبناى صحيح كه بدون دخول هم مىشود ، سخن گفته است . به هر حال فرمايش ايشان روى آن مسلكى كه خود ايشان دارد ، مشكل است . ولى بر اساس عقيده ما ، اگر زن كه مدعى است بچه ملحق به فراش است ، به استناد يك شيئى كه لازمه آن عبارت از الحاق است مدعى شود ، ادعايش نياز به اثبات ندارد ، و فرق ندارد كه لازم را مستقيم ادعا كند و يا به استناد ملزوم لازم را ادعا كند ، هر دو حكم واحد را دارد . و در اينجا مىتوانيم همين تفصيل را قائل بشويم و بگوييم چون فراش بودن مرد و استناد بچه به مرد ، متوقف به دخول نيست ، ادعاى دخول مطلب زائدى است ، اصل هم با عدم دخول است . پس ما قائل به تفصيل هستيم ، و مىگوييم اگر تنها ادعا كرد كه بچه ملحق به فراش است ، مىپذيريم ، اما اگر گفت مدرك من دخول است و ملاعبه‌اى در كار نبوده و هيچى نبوده ، چون اين ادعا چنين نيست كه لازمه خود فراش بودن باشد ، اصل با مرد است كه نفى دخول مىكند و ادعاى زن نيازمند اثبات است ، اصل فراشيت هم اثبات نمىشود ، چون استناد حمل به يك چيزى است كه اصل ، آن را نفى مىكند و ادله فراش آن را اثبات نمىكند .