گفته شود ، ولى در عين حال دخول موجب الحاق نيست ، لذا ايشان مىخواهد بگويد اينجا اصل دخول مشكوك است ، و در واقع ايشان مىخواهد عبارت محقق را تفسير كند و از اجمال بيرون ببرد ، چون بر بعضى از مصاديق ، دخول صدق مىكند ولى قطع نظر از مسأله زمان ، الحاق ولد قطعا در آن نيست ، چون بعضى از مصاديق دخول صلاحيت الحاق ندارد ، پس احتمال اول اين است كه ايشان مىخواهد بگويد شبهه مصداقى است كه دخولى كه صلاحيت الحاق دارد واقع شده يا نشده ، اگر واقع شده باشد ، الحاق هم هست ، اگر واقع نشده باشد ، الحاق نيست .
احتمال ديگر كه ما احتمال مىدهيم كه مراد همين باشد ، آن است كه ايشان تحقق فراش را مشروط به دخول مىداند ، و اينجا هم مىخواهد فراش را مسلم فرض كند ، يعنى زن و شوهر بعد از تحقق فراشيت ، اختلاف در دخول دارند ، پس اصل تحقق يك بار دخول مشكوك نيست تا فراشيت زير سؤال برود ، اصل دخول مسلم فراش است منتها مثلًا دو سال قبل بوده است ، حال به جز اين دخول مسلم كه موجب تحقق فراشيت شده ، شك است كه آيا دخول ديگرى واقع شده كه بچه ملحق شود يا نه تا در نتيجه بچه ملحق به فراش نباشد ؟ در واقع ايشان با اين تفسير ، مىخواهد بفرمايد كه حتى اگر محقق مدخوله بودن را در فراش شرط دانسته باشد ، معذالك منافاتى با شك در دخول ندارد ، چون يكى دخولى است كه محقق فراشيت است ، و ديگرى كه مورد ترديد است دخولى است كه اگر باشد باعث الحاق ولد است . اين هم تفسيرى است كه شايد ناظر به جوابى باشد كه بعد به مرحوم صاحب رياض مىدهد .
اختلاف در مدت حمل : فرض ديگر آن است كه در مورد دخول و ولادت بچه از زن اتفاق دارند ، منتها اختلاف در اين است كه اقل مدت حمل گذشته يا نه ؟ و مرد مىگويد هنوز شش ماه از مواقعه من نگذشته است و در نتيجه اين بچه من نيست ،
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7838
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٨٣٨