اشخاص شبيه باشند ، ولى گاهى خيلى جزئيات هست با آن جزئيات ممكن است متعارف اشخاص هم اطمنيان پيدا كنند . آن جزئيات دراين روايت بيان نشده و با كذا و كذا گفته شده است ، در واقع حضرت مطابق با علم غيب خودشان حكم فرمودهاند ، و از اينها براى موارد عادى و متعارف كه اشخاص با نفس قيافه بخواهند ملحق بكنند ، استفاده نمىشود . البته حضرت معمولًا در امور به علم عادى خودشان عمل مىكنند ، ولى گاهى براى اينكه ديگر مشكلاتى نباشد ، استثناءاً با علم خاصى كه خداوند به ايشان داده عمل مىكنند .
اما اينكه در بعضى از اخبار وارد شده « أن القيافة فضلة من النبوة « 1 » » ، و اين كه گاهى حضرت به آن عمل كردهاند « 2 » ، جواهر مىفرمايد اگر چنين مطلبى هم باشد ، منافاتى با بحث ما ندارد . در واقع ما وقتى نمىدانيم بچه فراش يا غير فراش است ، با قيافه نمىتوانيم نفى فراش كنيم . مواردى هم كه به قيافه تمسك شده از اين موارد نيست ، حالا غير از اين روايت ، موردى است كه مسأله دوران بين زنا و فجور نيست ، بلكه بين دو نفر شبهه است ، كه اينجا قيافه نقش پيدا كرده است ، از اينها نمىتوانيم استفاده بكنيم كه بين فراش و عاهر ، فراش را نفى كنيم . به علاوه كه ممكن است در بعضى جاها بعضى از مراتب قيافه ، حجيتى داشته باشد مثلًا با بعضى از جزئياتِ اطمينان آور همراه باشد به گونهاى كه اهل قيافه بگويند اصلا از هزار تا يكى هم مشابه اين نمىآيد ، آنجا ممكن است حجت باشد ، اما صرف نفس مشابهت ، حجيتى ندارد ، لذا صدمهاى به اصل مطلب نمىخورد .
نكته ديگر در اين بحث آن است كه بعضى بحث را مطلق ذكر كرده و گفتهاند بعد از اين كه تنازع پيش آمد ، لعان مطرح مىشود و با لعان نفى ولد مىشود ، و در واقع تنازع را مطلقاً زمينه لعان دانستهاند ، در مقابل بعضى مثل كشف اللثام
هامش
( 1 ) - به عنوان نمونه ر . ك : بحارالانوار ، بيروت ، ج 76 ، ص 210
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ابواب نكاح العبيد و الاماء ، باب 55 ، ح 4 و 5 . كافى ، ج 1 ، ص 322