تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7815

مساهمون:

ص٧٨١٥
اعتبار سند نيست ، و به معناى اين نيست كه سند خيلى خوب است ، اصطلاح است در بين محدثين يعنى قليل الواسطه است ، حالا مىخواهد معتبر باشد مىخواهد نباشد . در اين مورد هم تصريح شده كه على بن محمد بن زبير علو سند داشته است و به خاطر اعتماد به او نيست كه در طريق آمده است . اشكال ديگر اين است كه اين گونه جعل كردن كه براى طعن افرادى مثل معاويه است ضررى به ساير روايات فرد نمىزند هر چند ما اين روش را نمىپسنديم و توجيهى ندارد كه براى طعن بر دشمن به جعل متوسل شويم و تازه اگر كسى استثناءاً در يك موردى روى عناوين ثانويه بگويد ، كه اينطور عناوين ثانويه‌ها به نظر ما سليقه خوبى نيست ، اگر در يك جا يك مطلبى را استثناءاً جعل كرده باشد حالا بعد فهميده باشد كه اين راه غلطى است و در هيچ جاى ديگر اين كار را نكرده باشد ، اگر دليل معتبرى بر آن باشد ، به روايت‌هاى ديگرش صدمه نمىخورد . مثل اين كه افراد مهم بر مطالب ديگر او اعتماد كرده باشند ، اين سليقه نامتعارف او به روايت‌هاى ديگرش صدمه نرسد . در مورد ابى جميله نيز مىبينيم كه كتابش را حسن بن على بن فضال نقل كرده كه خودش از اجلاء ثقات است و جزء اصحاب اجماع است و از او در اسانيد روايات زيادى دارد كه يكى دو روايت نيست ، و نيز بزنطى و ابن ابى عمير و صفوان كه مرحوم شيخ تصريح كرده كه لا يروون و لا يرسلون الا عن ثقه ، از او روايت دارند و بلكه بزنطى اكثار روايت دارد ، يونس بن عبد الرحمن از فقهاء معروف است و جزء اصحاب اجماع است و اكثار روايت كرده است ، عبد الله بن مغيرة از او روايت دارد ، عثمان بن عيسى هم كه از اصحاب اجماع است ، روايت دارد ، و هم‌چنين است حسن بن محبوب ، اينها همه از او روايت دارند ، بنابر اين ،
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7815 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز