جائت بولد لأكثر من تسعة أشهر من يوم دخل بها لم يكن الولد منه و كان له نفيه الا أن تخاصمها المرأة فيه و تخالفها فى وقت . . . « 1 » » اين دو عبارت وجود دارد ، منتها راجع به اقل أقر دارد و راجع به اكثر كان له نفيه دارد ، اين عبارت مقنعه است .
شيخ در نهاية : « فإن جائت به لأقل من ستة أشهر حيا سليما جاز له نفيه و كذلك ان جائت بالولد لأكثر من تسعة أشهر كان له نفيه الا انه متى نفاه و رافعته المرأة الى الحاكم كان عليه ملاعنتها « 2 » » . به نظر مىرسد منظور شيخ از اين عبارت « كان له نفيه » ، اين نيست كه حق اقرار هم دارد كه بگويد بچه من است ، بلكه فقط ملزم نيست كه بگويد بچه من نيست ، بخواهد نفى بكند اشكال شرعى ندارد ، اما ممكن است كه نخواسته نفى بكند و معناى نفى نكردن اين نيست كه ملتزم بشود كه بچه من است ، ايشان در چند سطر بعد عبارتى دارد كه مراد را روشن مىكند ، و منظور اين است كه اين بچه از نظر شرعى بچه اين نيست ، بخواهد مىتواند بگويد نيست ، اما اين دلالت ندارد كه بگويد بچه من است ، و منافات ندارد با قول ديگران كه مىخواهند بگويند اين منفى است ، لذا ممكن است بگويد كه شرعا منفى هم هست و حق هم ندارد به خودش نسبت بدهد ، « و اذا كان للرجل امرأة لم يدخل بها أو يكون قد دخل بها غير انه يكون قد غاب عنها غيبة تزيد على زمان الحمل وجب عليه نفيه عن نفسه « 3 » » ، اينجا نمىخواهد بگويد كه اگر سكوت بكند خلاف شرع كرده ، بلكه منظور آن است كه اين شرعا بچه او نيست . به نظر ما با ملاحظه اين جهات مرحوم شيخ طوسى نمىخواهد بگويد كه مرد مىتواند اقرار كند كه بچه اوست ، بلكه از نظر شرعى بايد بچه خودش نداند ولى خيلى ملزم نيست كه تظاهر بكند به اين مطلب كه بچه من نيست . خلاصه ، از اين عبارت صريحا چيزى درنمىآيد ، اما مرحوم شيخ مفيد صريحاً مىگويد كه مىتواند اقرار بكند .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 539
( 2 ) - النهاية ، ص 505
( 3 ) - النهاية ، ص 506