تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7814

مساهمون:

ص٧٨١٤
مرحوم ابن غضائرى است ، و به خصوص اين مورد كه رواياتى را از جابر بن يزيد جحفى نقل كرده چندان مورد اعتنا نيست ، زيرا روايت‌هاى مربوط به جابر و روات از جابر ، رواياتى است كه مسائل غلو در آن مطرح است و در اين مسائل اختلاف انظار شديد است و خيلى نمىشود اين تضعيفات را اعتنا كرد ، و لذا اگر در مقابلش دليل قابل ملاحظه‌اى باشد اينها صلاحيت معارضه ندارند . رساله منتسب به مرحوم ابن غضائرى چندان مسلم نيست كه از او باشد است ، مرحوم آقا شيخ بزرگ صريحا منكر است ، مرحوم آقاى خوئى هم به تبع ايشان اين انكار را قبول كرده است ، البته ما نمىتوانيم به طور قطعى چيزى بگوييم ولى يك نمونه براى جعل او آنجا نقل كرده است . ابن عضائرى با سند نقل مىكند كه خود ابى جميله مىگويد رساله معاويه به محمد بن أبى بكر را من جعل كردم و اين را دليل بر ضعف او قرار داده است . اين مطلب دو اشكال دارد ؛ يكى در سند آن است زيرا در طريق سندى كه در آنجا نقل مىكند على بن محمد بن زبير قرار دارد كه در كتب ما توثيق نشده است ، هر چند در خيلى مواقع مرحوم شيخ طوسى كتاب‌هاى على بن حسن بن فضال را به وسيله على بن محمد بن زبير روايت مىكند ، ولى اين روايت كردن قرينه‌اى براى اعتماد به او نيست ، چون شيخ اين كار را براى قرب سند انجام داده است . توضيح آن‌كه : يكى از روش‌هايى كه سابقاً رايج بوده است ، اين است كه بعضى از كتب مسلم الانتساب را براى قرب الاسناد از اشخاصى كه واسطه كمترى دارند نقل مىكرده‌اند ، و براى اعتماد به طريق نبوده ، بلكه اعتبار روايت از جاى ديگرى ثابت بوده است . على بن محمد بن زبير هم پيرمرد بوده و روايت به وسيله او جنبه قرب الاسنادى دارد . برخى حتى براى قرب الاسناد از طريق جن هم روايت نقل كرده‌اند « 1 » . اصطلاحا علو سند تعبير مىكنند ، عالى السند دليل بر
هامش
( 1 ) - توضيح استاد مدظله : من مكرر عرض كرده‌ام ، مرحوم آقاى شرف الدين كه از ايشان اجازه روايتى گرفتيم ، يك ثبت‌الاثبات چاپ شده كه آنجا چاپى است منتها يك مقدارش را سفيد گذاشته بودند كه ايشان به خط خودش و با امضاء خودش اسم آن طرف مستجيز را بگذارد ، آنجا از شيخ از هر كه كتب عامه را مىخواهد روايت كند كه مىگويد ما صحيح بخارى را به طريق معمرين با ده واسطه نقل مىكنيم كه بايد همه صد و بيست ساله باشند كه با ده واسطه بخواهد كتاب بخارى را نقل كند ، و ما حدثنى به شمحروش از طريق الجن مثلا از بخارى ، از طريق جن هم كه واسطه همان يكى بيشتر نيست ، در بحار هم آن حديث « من خرج عن زيه فدمه هدر » را از طريق جن نقل كرده است