تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7808

مساهمون:

ص٧٨٠٨
محرم را براى بعد مىانداختند و جنگ مىكردند ، آن را خود ايشان به بعض نسبت داده است ، ولى مىگويد درست نيست ، و صحيحش اين است كه همه ماه‌ها در تغيير و تبديل بوده است . به نظر ما وجه أقرب براى عبارت « حملت به أمه فى أيام التشريق » در كلام مرحوم كلينى چيز ديگرى است ، كافى اين قسمت را از كتب عامه أخذ كرده است ، و بر خلاف اتفاق اماميه ، هم ولادت حضرت را دوازدهم نوشته و هم وفات را دوازدهم نوشته است « 1 » . و عباراتى كه كلينى نقل كرده ، همه در كتب سنىها هست كه در كتب ما اصلًا خبرى از اينها نيست ، هم ولادت ، هم وفات و هم جاى ولادت پيغمبر كه حضرت در كجا متولد شدند ، همه اينها از كتب عامه اخذ شده است و عين اين تعبيرات در كتب آنها هست . اين مطالب را زبير بن به كار كه نسابه قريش است ، نقل كرده كه حمل حضرت در ثانى ايام تشريق عند الجمرة الوسطى واقع
هامش
( 1 ) - توضيح استاد مدظله : مرحوم حاج شيخ عباس راجع به ولادت ، مسعودى را هم ضميمه كرده ، ايشان خيال كرده‌مسعودى جزء اماميه است ، به تبع مرحوم نجاشى كه ايشان هم مسعودى را جزء اماميه خيال كرده ، ولى مرحوم نجاشى اشتباه كرده و راجع به مسعودى صاحب مروج الذهب اطلاعى نداشته است . توضيح آن كه دو على بن حسين مسعودى وجود دارد كه معاصر هم هستند ، هر دو هم در يك زمان كتاب نوشته‌اند ، يكى صاحب مروج الذهب است كه در 332 نوشته شده و بعد البته اضافه كرده است ، و يكى هم صاحب اثبات الوصية على بن حسين مسعودى در 332 نوشته است ، با بررسى آثار مسعودى صاحب مروج الذهب و تطبيق آنها روشن مىشود كه همه نقلياتش راجع به انبياء و امثال اينها مطابق با مذاق عامه است ، ولى نقليات مسعودى صاحب اثبات الوصية مطابق با اماميه است ، مسعودى صاحب مروج الذهب در طبقات جزء شافعيه ترجمه شده است وى در التنبيه و الاشراف در صفحه 100 يا 99 ، ( التنبيه و الاشراف يا آخرين كتاب است و يا اينكه اواخر نوشته شده است ، چون از زمان فوتش مرحوم نجاشى اطلاع نداشته ، مىگويد تا 333 زنده بوده است ، ايشان در 345 التنبيه و الاشراف را نوشته است و در همان سال يا در 346 فوت كرده ، اختلاف است . ) درباره قطعية يعنى اشخاصى كه قطعوا بموت موسى بن جعفر عليه السلام در مقابل واقفه كه مىگويند حضرت زنده است و فوت نكرده است ، مىگويد قطعيه افراد مختلفى هستند يكى اماميه اثنا عشريه‌اى كه اكثرش هم همين‌ها هستند ، مىگويد « القطعيه بالامامة الاثنى عشرية منهم الذين كان اصلحهم فى حسب العدد ما رواه ابان بن ابى عياش عن سليم بن قيس الهلالى ان النبى صلى الله عليه و آله قال لعلى يا على ! انت و اثنى عشر من ولدك ائمة الحق و لم يرو هذا الحديث غير ابان بن ابى عياش عن سليم بن قيس » ، روشن است كه صاحب اثبات الوصية كه شيعه است ، نمىگويد مدركى براى دوازده امام نيست غير از همين روايت كه آن هم اين ابان بن ابى عياش از سليم بن قيس نقل كرده است ، فرد امامى مذهب اينطور تعبير نمىكند ، و پيداست كه نويسنده اين مطلب شيعه امامى نيست ، منتها خيلى از سنىها نسبت به افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام گرايش‌هايى در بعضى جاها مثل ما دارند ، جهات ديگرى هست كه خيلى از سنى دارند