فخر رازى در تفسيرش مىگويد كه عربها گفتند صلاح ما نيست كه حج هميشه در ماه ذى حجه باشد ، هوا گاهى گرم مىشود و گاهى سرد مىشود و در گرما خيلىها حاضر نمىشوند بيايند و منافع ما در اين نيست ، لذا بنا را بر اين گذاشتند كه بعضى سالها را سيزده ماهه كنند كه در نتيجه با سال شمسى تطبيق بدهند ، مثلا همهاش در اوايل فروردين بشود ، در نتيجه ممكن است سه سال اول مثلًا ذى حجه به فروردين افتاده باشد ، يكى ممكن است در آن قسمت آخر فروردين باشد ، يكى ديگر قسمتهاى وسط فروردين باشد ، يكى قسمت اول فروردين باشد ، چون متعارفا بين سال شمسى و قمرى يازده روز تفاوت مىكند ، قهرا بعضى سنوات را سيزده ماهه مىكنند كه دوباره با فروردين تطبيق بكند ، و قهراً نتيجه اين سيزده ماهه بودن ، تأخير ايام حج و به هم خوردن اشهر حُرُم است ، و آيه شريفه كه تعبير مىكند « انّ عدة الشهور عند الله اثنى عشر شهراً » « 1 » در واقع نفى اين كار اعراب است كه گاهى انحرافى سيزده ماهه ايجاد مىكردند ، اين بيان هم محتمل است ، چون لازم نيست كه همهاش در چهار سال سه سالش ثابت باشد و بعد سال چهارم سيزده ماهه بشود ، ممكن است گاهى دو سالش دوازده ماهه و يك سالش سيزده ماهه است ، چرا كه با وجود تفاوت يازده روزه در سه سال ، سى و سه روز تفاوت مىكند ، و قهرا در بعضى سنوات بايد يك مقدارى زودتر سال را سيزده ماهه كنند .
خلاصه ، به گفته فخر رازى اعراب اين كار را مىكردند و حج را در ايام فروردين انجام مىدادند ، و ايشان اين قول را قول صحيح مىداند . بعضى ديگر خواستهاند بگويند كه براى اينكه پشت سر هم نباشد ، اينها فقط در محرم تصرف مىكردند ، ذيقعده و ذيحجه و محرم كه پشت سر هم است ، محرم را به تأخير مىانداختند ، همه ماهها را تبدل نمىكردند ، فقط همان محرم بوده كه گاهى در خود محرم ، اسمش را محرم مىگذاشتند و احترام قائل بودند و جنگ را ترك مىكردند و گاهى
هامش
( 1 ) - سوره توبه / 36