مطلوب بالذات براى افراد نيست ، بلكه اين الفاظ مقدمه براى ترتيب آثار است كه مطلوب بالذات هستند . پس اگر شارع نهى از معامله نمود از آن استفاده مىشود كه شارع هم در صدد بيان اين است كه اين غرضى مقدمى صحيح نيست . پس اين گونه نهىها به نهى از ترتيب اثر رجوع مىكند كه عبارت الاخراى بطلان معامله مىباشد .
ولى به نظر مىرسد كه چنين استظهارى درست نباشد ، بلكه موارد نهى مختلف است :
گاهى نهى از شىاى مىشود و نهى مقدمى است مثلًا مىگويد از اين راه نرو و نهى هم به اين علت است كه به مقصد مورد نظر نمىرسى و گاهى نهى از شىاى مىشود و نهى نفسى است ، مثل اينكه مىگويد از اين راه نرو و نهى هم به اين علت است كه در اين راه دچار خلاف شرع مىشوى و كارى به اينكه به مقصد خاص خود مىرسى يا نمىرسى ندارد و البته هر دو نهى هم عرفى است . لذا به نظر مىرسد كه بايد با تناسبات بين حكم و موضوع در موارد مختلف استظهار بشود كه نهى چگونه است .
بقاء وجوب قضا در صورت رجوع در عدة ( در طلاق رجعى ) و در صورتعقد جديد ( در طلاق بائن )
متن شرايع و جواهر
و على كل حال فلو كان رجعيا و رجع فى العدة وجب قضاءً و تخلص منها به غير اشكال كما فى المسالك لان الرجعة اعادت الزوجية الاولى كما كانت و ان تركها حتى انقضت عدتها او كان الطلاق بائنا ثم تزوجها قيل . . . يجب لها قضاء تلك الليلة لانه حق استقر فى ذمته و امكنه التخلص منه فيجب ولكنه فيه تردد . . . ينشأ من ذلك و من سقوط حقها بخروجها عن الزوجية « 1 » .
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام ، ج 31 ، ص 197