توافق زوجهها از ابتداء قرار دهد . البته به مقدارى كه عرف آن را خلاف معاشرت بالمعروف محسوب ننمايد . پس مثلًا زوج نمىتواند يك سال را اختصاص به يك زوجه و سال بعد را به زوجه ديگر اختصاص دهد .
حال بر اساس قول دوم كه حفظ نسبت را كافى مىدانند يا بنابر قول اول ، ولى با توافق زوجهها ، اگر زوجى داراى چهار زوجه بود ، ولى يكى از زوجهها ناشزه شد و زوج حق القسم را پانزده شب ، پانزده شب قرار داد . و بعد از ايفاء حق القسم دو زوجه ( 2 پانزده شب ) و قبل از شروع به قسمِ زوجه سوم ، زوجه رابعه كه ناشزه شده بود مطيع گرديد . در اينجا هر چند اگر رابعه ، هنوز به نشوز خود باقى بود بايد پانزده شب به ثالثه اختصاص مىداد و پانزده شب چهارم ، براى خود زوج بود ، ولى اكنون كه رابعة ، مطيعه گرديده و حق پيدا نموده است ، حكم نمودهاند كه پانزده شب براى ثالثه است و پنج شب براى ناشزه ، البته به اين نحو كه در هر دوره چهار شبه ، سه شب براى ثالثه و يك شب براى ناشزه است « 1 » تا پنج دوره كامل شود و پانزده شب براى ثالثه و پنج شب براى ناشزه كامل شود ، سپس تقسيم طبيعى و عادى بين چهار زوجه را از اول آغاز كند . البته اينها نخواستهاند تفصيلى بحث كنند و گرنه اگر مرد حق خود را بخشيده باشد ، پس از اين پنج دوره بايد از اول شروع كند ولى اگر حق خود را نبخشيده باشد ، پس از اين پنج دوره ده شب براى مرد باقى مىماند و پس از آن بايد تقسيم طبيعى را از اول آغاز كند .
طلاق زوجه در وقت حضور نوبت حق القسم او
متن شرايع و جواهر
لوطاف على ثلاث و طلق الرابعة مثلًا بعد دخول ليلتها اثم بذلك كما فى المساك .
هامش
( 1 ) - نه آنكه پانزده شب متوالى براى ثالثه باشد و بعد از آن پنج شب براى ناشزه ، زيرا حق ثالثه مزاحم حق ناشزه است و بايد مراعات حقين را بنمايد