جواهر فرمودهاند :
فلو نكح جديدة بعد العشرين لم يجز ان يقدم قضاء العشرة لانه ظلم على الجديدة بل يوفيها اوّلًا حق الزفاف من ثلاث او سبع ثم يقسم الدور بينهما و بين المظلومه فيجعل لهاليلة و للمظلومة ليلتها و ليلتى الظالمتين و هكذا ثلاثة ادوار فيوفيها تسعاً و يبقى لها ليلة .
مىگوييم چنانچه قبلًا مشروحاً بيان شد ، مظلومه 5 شب طلبكار است كه از حق فائته او در دوره اول و دوم هر كدام دو شب و از دوره سوم ، يك شب ايفاء مىشود ، پس تا دوره سوم تمام نشده قضاء حق مظلومه هم تمام شده و ديگر جايى براى بحث در دوره چهارم باقى نمىماند ، در حالى كه صاحب جواهر و مخصوصاً صاحب مسالك قضاء حق او را در دوره سوم تمام ندانسته و به دوره چهارم مىكشانند و حتى صاحب مسالك در مورد دوره چهارم مطالبى دارد كه روشن و قابل فهم و در نتيجه صحيح نمىباشد .
مطيعه گرديدن ناشزه در اواسط دوره حق القسم
متن شرايع :
لو كان له اربع فنشزت واحدة ثم قسم خمس عشرة فوفى اثنتين ثم اطاعت الرابعة وجب ان يوفى الثالثة خمس عشرة والتى كانت ناشزا خمسا فيقسم للناشز ليلة وللثالثة ثلاثاً ، خمسة ادوار فستوفى الثالثة خمس عشرة و الناشز خمسا ثم يستأنف .
در مسائل قبلى گفته شد كه در تقسيم حق القسم بين زوجات ، دو قول وجود دارد . قائلين قول اول مىفرمودند هر زوجهاى يك شب از چهار شب را استحقاق دارد ، پس زوج بدون توافق زوجه نمىتواند آن را به نسبت ديگر تبديل نمايد ، ولى قائلين قول دوم مىفرمودند تقسيم حق القسم تنها به يك شب از چهار شب منحصر نيست بلكه با حفظ نسبت مانند دو شب از هشت شب يا سه شب از دوازده شب يا يك هفته از چهار هفته نيز زوج مىتواند حق القسم را حتى بدون