تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7595

مساهمون:

ص٧٥٩٥
يكنواخت باشد مردم نمىتوانند زندگى درستى بكنند و خيلى به مشكلات برخورد مىكنند ، اين معناى ظاهرى ابتدائى است ، مصاديق باطنى هم دارد كه امام بيان مىكند . در اينجا تفسير كرده مىگويد مراد خلفه در قضا است ، نه اينكه خلفه در احكام شرعى كه منها القضاء است ، مىگويد خداوند شب و روز را به جاى هم قرار داده است « ليذكروا » يعنى اگر شب نتوانست روز مذكر باشد يعنى قضايش را در روز انجام بدهد ، روز نتوانست ، شب بجا بياورد ، يك معناى خاصى است كه مربوط به همين است و اين معنايى عام نيست كه در نتيجه اگر روزه ماه رمضان را روز نتوانست بگيرد شب روزه بگيرد ، و بعد بگوييم روزه و امثالش تخصيص است ، اينطورى نيست كه اصل اولى اين باشد كه هر چيزى به چيز ديگر تبديل بشود ، خصوصيت روز از بين برود و به شب تبديل بشود ، بلكه خصوص همين مسأله قضا است و راجع به نماز است ، يكى از اهداف حق تعالى براى خلقت شب و روز اين است كه مردم عبادت كنند ،
« ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
، براى اينكه اين هدف مهم از دستش نرود ، در مسئله قضاى نماز ، شب جاى روز و روز به جاى شب قرار داده شده ، در ذيل اين روايت صالح بن عقبه عن جميل دارد كه اين جزء اسرار آل محمد است ، جزء آن اسرارى است كه مخفى است و باطن اين آيه است يعنى كأنه يك ظاهرى دارد كه مردم ديگر مىفهمند و يك باطنى است كه ما مىفهميم چيست ، لذا اين براى مسئله جارى نيست و روايت ناظر به اين نيست . براى تفسير آيه مىتوانيد به تفسير برهان نگاه كنيد . فرع : در مورد كسى كه به عنوان مثال در هفته بعضى شب‌ها كشيك است ، گفته‌اند كه اگر بتواند بين دو زن رعايت مساوات كند ، مثلا هر دو را در شب قرار بدهد ، مثلًا اگر يك شب در ميان كشيك باشد ، بايد شب‌ها را اختصاص بدهد ، و آن دو شبى كه حق خودش است ، هر كارى كه مىخواهد بكند ، اگر بشود مراعات كند بايد همين كار را بكند ، ولى اگر امكان مراعات نيست ، مثلًا چند ماه بايد روز