بايد پيش او باشد ، و فقط بعضى از حوائج و احتياجات عرفى كه در حسنِ معاشرت دخالت ندارد و سيره بر آن جارى شده است ، استثناست ، حق ندارد پيش ضره برود ، هر چند پيش مهمان كه مىخواهد بنشيند به همان مقدارى است كه مىخواهد پيش ضره برود و يا حتى ممكن است كمتر باشد ، ولى معاشرت بالمعروف اقتضا نمىكند كه اين كار را بكند و شرعا هم اگر گفتند فلان شب را كجا باشيد ، از بعضى از حوائج ضرورى كه متعارف است ، منصرف است . البته اين انصراف نسبت به ضروريات غير عادى استفاده نمىشود ، و اينها استثناء نيستند تا حق و بالتبع ضمانى نداشته باشد . اين گونه امور طبيعى و عرفى ، اگر تصريح نكنند كه تمام شب بايد پيش زن باشد ، مستثنى است . مثلًا شخص دكاندار است ، نماز جماعت شركت مىكند ، يا مهمان مىآيد و . . . . مگر بگويند كه شب بايد پيش زنت باشى حتى نماز جماعت را بايد از او اجازه بگيرى كه آن يك بحث ديگرى است .
حق در مسأله هم مبناى دوم است كه متفاهم از اين عبائر اين است كه اين موارد عادى مستثنى است و قضا هم ندارد . ايشان بعد مىفرمايد عشره بالمعروفى كه مىخواهيم بگوييم ، مراتب دارد ، يك مرتبه كامل است كه مقام عصمت آنها را حافظ است ، كه اين مرتبه معيار نيست ، بلكه چيزهاى متعارف معيار است ، ممنوعيت تخلفاتى كه عرفاً يتسامح فى امثاله ، و مورد استنكار فطرت و عقل نيست ، استفاده نمىشود ، مثلًا يك مختصرى هم يك دقيقه مىرود بيرون و برمىگردد ، براى حاجت هم نيست و جزء ما يحتاجش نيست ، ممنوعيت اينها استفاده نمىشود ، اين مطلب درست است .
جايگزينى روز به جاى شب : جواهر مىفرمايد اينكه گفتهاند ليله اختصاص دارد ، جرياً على الغالب است ، چنان كه فرمايش قرآن نيز جرياً على الغالب است كه ليله را سكن ، و روز را براى معاش قرار داده است . هم قرآن جريا على الغالب
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7590
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٥٩٠