قدر مسلم آن است كه مرد حق ندارد شب از نزد زن خارج بشود و پيش هوويش برود ، متعارفات و لوازم زندگى يا ضرورتها مستثنا هستند ، منتها در مصداق ضرورت بودن برخى از امور اختلاف دارند ، يكى عيادت هوو است ، كه بعضى گفتهاند اين هم جزء ضرورات عرفى است و مستثنا است ، ولى مرحوم شيخ اين را على نحو العام قبول نكرده است ، ايشان مىفرمايد كه اگر كسالت سنگين باشد ، مستثنا است و مطلق بيمارى مصحح نمىشود . جواهر همچنين مىفرمايد كه اگر در غير مواقع استثناء پيش هوو برود ، گناه كرده است ، ولى اگر مقدارش كم بود ، در عين حال كه گناه كرده است ولى وضعاً ضامن نيست كه جبران كند ، بلكه موقعى قضاء دارد كه مقدار معتنابهى پيش آن هوو رفته باشد ، و بايد مرد بخشى از شبهايى را كه حق خودش است ، صرف اين زن بكند تا جبران شود .
اشكال : اولًا ؛ تفكيك بين حكم به وضع و تكليف در اينجا روى چه حسابى است ؟ اگر حق او زمين مانده ، ضمان هم هست كه بايد قضاء كند ، و اگر حق نمانده ، چرا با اين خروج مختصر حكم به اثم و گناه بكنيم ؟
ثانياً ؛ به نظر مىرسد در اين عبارت قدرى مسامحه شده باشد ، چون مقدار اقامت پيش هوو معيار نيست ، بلكه مقدار خارج شدن از منزل تا برگشتن به منزل ، يعنى مقدارى كه از زن فوت شده معيار است . معتنابه بودن و غير معتنابه بودن را بايد با مقدار فوات حق قسم در نظر گرفت .
از آن جا كه بخش اخير كلام جواهر ، فقط در رياض هست « 1 » ، و تفاوت بين وضع و تكليف در مبسوط نيست و شيخ در مبسوط فقط اين عبارت را دارد كه « أن تكون مريضة فثقلت فى تلك الليلة » « 2 » ، پس مناقشه اول ما به مرحوم شيخ وارد
هامش
( 1 ) - رياض المسائل ، ج 10 ، ص 467
( 2 ) - المبسوط ، ج 4 ، ص 327