تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7578

مساهمون:

ص٧٥٧٨
معنايى مىشود كه اين شش ، هفت نفر از بزرگان كه عبارات آنها را خواندم مىگويند و روز را تابع شب مىدانند ، مىگويند درست است كه مثل شب نيست ولى اينطور نيست كه آزاد باشد و هر كارى بخواهد بكند ، ما هم مىتوانيم در جمع بين اين دو دسته دليل بگوييم ، آن كه شب را اختصاص داده ، اختصاصى است كه بدون اجازه او هيچ جا نرود و منوط به اجازه باشد ، اما آن كه شب و روز گفته و حتى روز را هم ملحق كرده ، اين همان است كه يك نحو اضافه‌اى به اين دارد كه اگر بخواهد پيش هووى او برود و يك قدرى طول بدهد ، بايد استجازه كند ، خود لام را دو نحو معنا كرده‌اند ، اين يكى از طرق جمع بين اينها است و عرف هم از اين ابائى ندارد و چيزى نيست كه عرف در مشابهاتش زير بار نرود . وجه ششم : يكى از وجوه جمع متعارف كه آقايان در موارد ديگرى جمع مىكنند ، اين است كه اگر بين أقل و أكثر اختلاف شد ، معمول متعارف در اين أقل و أكثرها ، حمل اقل به وجوب ، و حمل اكثر به استحباب است . چنان كه در روايات راجع به بكر چنين عمل كرده‌اند ، يعنى بعضى روايات سه روز و بعضى هم هفت روز اختصاص داده است ، جمع متعارفى كه خيلىها ذكر كرده‌اند ، همين است كه مقدار واجب سه روز است و هفت مستحب و شرط كمال است ، حال در بحث يوم و ليله نيز اينكه يوم به معناى بيست و چهار ساعتش مستحب باشد و مقدار واجب شب باشد ، يك جمع عرفى متعارف است . حال اگر شبانه روز ، و بيست و چهار ساعت را يكى از معانى يوم بدانيم كه بالتبع فهميده مىشود و بگوييم اين معنا بيان فرد كامل است و مقدار واجب همان شب است ، هر چند باز هم يك نحو مجازيت مىشود ولى به نحو مجازيت در كلمه نيست . و به هر حال غير از كل و جزء و جزء و كل است كه جواهر مىفرمود ، و سبك مجاز از مجاز پيش مىآمد . اين وجه جمع مثل آن استبعاد ندارد ، به علاوه كه اگر يكى از معانى حقيقى يوم را مجموع شبانه روز گرفتيم ، آن ديگر محذورش كمتر است و مجاز هم پيش نمىآيد . به هر حال ،
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7578 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز