آن كه اسمى از تبعهاش برده نشده ، كه اين كار از باب مجاز در حذف است و از باب مجاز در كلمه نيست . اينجا هم مىتوانيم بگوييم كه مراد از اينكه شب گفته ، با يك مقدار از روز بالتبع ، و آن هم كه كلمه روز گفته ، آن هم با مقدارى از شب اطلاق شود . در مورد كتاب الفين مرحوم علامه مىگويند ، الْف دوم كه وارد شده ، الفين گفته شده است ، در شهرين متتابعين ، بعد از اينكه نصف تمام مىشود و وارد نصف ديگر شود ، گاهى شهرين گفته مىشود ، اينطور چيزها كه تمام شده باشد و وارد ديگرى شده باشد ، گاهى بعضى از اطلاقات مجازاً به كار برده مىشود .
وجه پنجم : جمع ديگرى هم وجود دارد كه براى روشن شدن آن اشاره به مطلبى در بحث خمس مفيد است . در خمس بحث مىشود كه آيا سهم سادات احتياج دارد كه از فقيه اجازه گرفته شود ؟ بعضى مىگويند احتياجى نيست و بعضى هم لازم مىدانند ، به نظر ما استجازه لازم است و با سهم امام فرقى ندارد ، در بعضى از روايات مىگويد « الخمس لنا » در بعضى ديگر هست كه « عُشر » براى ما است ، جمع بين اين دو دليل اين است كه در كلمه لام كه دلالت بر اختصاص مىكند ، دو نحو عنايت به كار برده مىشود ، يك مرتبه به عنوان ملكى گفته مىشود يعنى ملك ما است و آن يك دهم است ، و يك مرتبه يعنى امرش مربوط به ما است ، ولىّ و اختياردار اين ما هستيم ، منتها نصفش بالملكية و نصفش بالولاية ، لذاست كه « الخمس لنا » گفته مىشود ، استعمال لام در هر دو صورت صحيح است . بنابراين ، جمعاً بين الادله مىگوييم كه مالك عشر هستند ، ولى ولايتشان بر كل است لذا بايد امام و بعد هم نايب امام اجازه بدهد .
اين مطلب را در همينجا هم مىتوانيم بگوييم ، يعنى بگوييم از از لام ( در للحرة يومان يا ليلتان ) كه اختصاص استفاده مىشود ، يك مرتبه اختصاص شب معنايش اين است كه هيچ جاى ديگر بدون اجازه او نمىتواند برود ، و گاهى هم يك نحو اختصاص نسبى مراد است ، يعنى جايز نيست پيش هووى او برود . در واقع همان
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7577
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٥٧٧