شب مشهد بوديم ، به حسب قرائن از آنجا جاى ديگرى نرفته است ، و قهراً روزهاى وسط داخل مىشود و الّا به معناى اين نيست كه شب در مجموع استعمال شده باشد . بنابراين ، اينكه آقايان مىگفتند كه از روز اراده ليل مىكنيم ، اين يا غلط است ، چون روز در مقابل شب وضع شده و استعمال مباين در مباين هيچ مصححى ندارد و غلط است ، و يا اگر بگوييم احياناً روز به مجموع شبانه روز گفته مىشود و و استعمال مجازى است ، آنگاه استعمال شب در روز يا روز در شب ، اگر صحيح باشد ، سبك مجاز از مجاز خواهد شد . يعنى بايد از كلمه يوم مجموع شب و روز اراده كنيم و بگوييم مجازا استعمال مىشود و بعد از استعمال مجازى بگوييم همين معناى مجازى را هم به قطعه شب اطلاق مىكنيم ، استعمال لفظ موضوع للجزء فى الكل كه روز را به مجموع گفته باشيم ، و بعد همين لفظى كه به معناى كل اراده شده ، به جزء ديگر تطبيق كنيم كه در يك استعمال بين دو جهت جمع كرده باشيم و جزء را در كل و كل را در جزء استعمال كرده باشيم ، اين اگر بر فرض صحيح باشد ، بسيار بعيد است ، و اين بيان آقايان ، اين طرف و آن طرفش اصلًا درست نيست .
وجه سوم : حال بر اساس همين فرمايش آقاى بروجردى مىتوانيم وجه جمعى براى روايات ذكر كنيم ؛ و آن اين كه اگر يك قطعهاى از زمان يا مكان را از جهتى خاص به شخصى اختصاص دهيم ، مثلًا يك خانه را از اين نظر كه خوابگاه زيد است ، بگوييم اين مخصوص زيد است و گفتيم « لزيدٍ » ، اين منافاتى ندارد كه قسمتهاى ديگرش از جهات ديگر براى ديگران باشد . در اينجا هم يك وقت را ، از جهت استيناس و سكن و استقرار اختصاص مىدهند كه متعارف اينها شبانه است ، لذا به شب اختصاص مىدهند ، فرضا اگر بيست و چهار ساعت زمان را به عنوان وحدانى در نظر بگيريم ، نصف آن مورد سكن قرار مىگيرد ، پس ممكن است آن مقدار وقتى كه به زن اختصاص خاص دارد ، همان نصف اولى باشد كه
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 7575
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٧٥٧٥